اماكن توريستي ايران و شهرهاي توريستي
اماكن توريستي ايران و شهرهاي توريستي

ماهشهر

آب و هوا و جغرافيا

بندر ماهشهر داراي آب و هواي گرم و مرطوب مي‌باشد. دماي آن بين ۵۰ درجه در تابستان تا صفر درجه در زمستان تغيير مي‌كند. بندر ماهشهر داراي شرجي‌هاي شديد و آزار دهنده در نيمه دوم تابستان، يعني نيمه دوم مرداد تا اواخر شهريور مي‌باشد به شكلي كه رطوبت نسبي تا۱۰۰٪ مي‌رسد. از اواخر خرداد و اوايل تير ماه تا معمولاً نيمه مرداد ماه، باد گرم - موسوم به (تش باد)، آدم را كلافه مي‌كند.[۳۰] ميانگين باران ساليانه ماهشهر حدود ۲۳۳ ميليمتر است. بندر ماهشهر به سبب واقع شدن در جلگه خوزستان داراي خاك آبرفتي و نسبتاً مناسب براي رشد گياهان گرمسيري است بطوري كه در فصول بارندگي در صورت نزول مناسب باران، داراي طبيعتي سرسبز مي‌باشد. در منطقه بندر ماهشهر، درختان كُنار، گز، برهان، مورد (يا كانيكارپوس)، نخل و كُوهر (يا بي عار) به طور پراكنده ديده مي‌شود.[۳۱]

در پايين جدولي از آمار ساليانه بندر ماهشهر آمده‌است.
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هواي بندر ماهشهرNuvola apps kweather.svg
    ژانويه     فوريه     مارس     آوريل     مـــــه     ژوئـن     ژوئيـه     اوت     سپتامبر     اكتبـر     نوامبر     دسامبر     سـال
گرم‌ترين
C°     ۲۲     ۳۱     ۳۲     ۴۱     ۴۶     ۴۸     ۴۸     ۴۸     ۴۶     ۴۲     ۳۵     ۲۸     ۴۸
ميانگين گرم‌ترين‌ها
C°     ۱۳     ۱۷     ۲۲     ۲۹     ۳۶     ۴۰     ۴۲     ۴۲     ۳۸     ۳۱     ۲۳     ۱۷     ۳۰
ميانگين سردترين‌ها
C°     ۸     ۱۱     ۱۶     ۲۳     ۲۷     ۲۸     ۳۱     ۳۰     ۲۷     ۲۳     ۱۶     ۱۲     ۲۱
سردترين
C°     ---     ---     ۵     ۱۱     ۱۷     ۱۷     ۲۰     ۲۲     ۱۸     ۱۲     ۱     ۲     ---
بارش
mm     ۵     ۴     ۳     ۲     ۱     ---     ---     ---     ---     ۱     ۳     ۵     ۲۴


منبع: سايت ودربيس[۳۲] آوريل ۲۰۰۹
ركورد نمايه گرما

دماي بندر ماهشهر در ۹ مرداد ۱۳۹۴ (۳۱ ژوئيه ۲۰۱۵) به ۴۳ درجه سانتي‌گراد رسيد كه با در نظر گرفتن دماي جنوب ايران چندان بالا به نظر نمي‌رسد اما دماي نقطه شبنم (Dew Point) در اين روز ۳۲ درجه سانتي‌گراد بود. از اين رو نمايه گرما در بندر ماهشهر به ۶۸ درجه سانتي‌گراد رسيد. (نمايه گرما بر اساس گرماي هوا و رطوبت نسبي آن تعيين مي‌شود و نشان دهنده گرمايي است كه مردم واقعاً حس مي‌كنند).[۳۳][۳۴]

آنتوني سالياني، هواشناس و پژوهشگر شركت Accuweather (شركت آمريكايي فروش اطلاعات هواشناسي) در توئيتر اين موضوع را «جالب توجه‌ترين» مشاهده دوران حرفه‌اي اش لقب داد و گرماي بندر ماهشهر را به ركورد جهاني نزديك دانست.[۳۵]

ركورد نمايه گرما، در ظهران عربستان سعودي ثبت شده است؛ ۴۲ درجه گرماي هوا و ۳۵ درجه نقطه شبنم كه نمايه گرما را به عدد ۸۱ درجه سانتي گراد رساند.
مناطق و محله‌هاي شهر

بندر ماهشهر داراي دو منطقه شهرداري مي‌باشد. منطقه۱ كه به ماهشهر قديم معروف است؛ و منطقه۲ كه به ناحيه صنعتي. بخش‌هاي بندر ماهشهر قديم شامل: طالقاني، كوي آزادگان، فازهاي۵٬۴٬۳٬۲٬۱٬۶ كوي گلستان، كوي سعدي، شهرك طالقاني (كوره‌ها)، شهرك رجايي (زنجير)، شهرك مدني و بافت قديم كه از خيابان‌هاي اصلي ان مي‌توان به: خيابان امام خميني، شهيد منتظري، سعيدي، مطهري، شريفي، طالقاني، باهنر، ۲۲ بهمن و همچنين بازار قديم (جنگ زده‌ها و روز) اشاره كرد. بخش‌هاي ناحيه صنعتي شامل: ۲۱۸دستگاه، ۵۲دستگاه. كارگري‌ها. SQها. كوي توحيد (اتلانتيك)، كمپA، كويتي‌ها، فارابي، ۱۸۰دستگاه و بازار.[۳۶] مناطق ديدني

    پارك ارم واقع در شهرك شهيد چمران-درياچه نمك واقع در ابتداي جادهٔ ماهشهر به سربندر
    اسكلهٔ اداره بندر–خور موسي

Compass rose pale.svg     رامشير     اهواز         Compass rose pale.svg
رامشير و اميديه     شمال     بندر امام خميني و شادگان
شرق   بندر ماهشهر    غرب
جنوب
هنديجان     خليج فارس    
اماكن زيارتي

    زيارتگاه شاهزاده حمزه:

بقعهٔ متبركه اين امام زاده در ۲۵ كيلومتري جاده بندر ماهشهر به سمت هنديجان واقع شده است. اين امامزاده بنا بر روايات فرزند موسي كاظم و برادر علي بن موسي الرضا بوده كه پس از آمدن علي بن موسي الرضا به ايران در پي ايشان روانه ايران مي‌شود. در حوالي يكي از روستاها كدخدايي با نام محمد غزالي بوده كه وابستگي شديدي به دربار وقت داشته و مخالف شيعيان بوده است. پس از اطلاع از حضور امام به روستا ايشان را دستگير و به شهادت رسانده و سر مبارك ايشان را از بدن جدا و جهت كسب مطامع دنيوي آن را به شهر ري مي‌برد. در حال حاضر سر مبارك و مطهر امامزاده حمزه در حرم عبدالعظيم حسني دفن بوده و تن ايشان در بندر ماهشهر دفن مي‌باشد.

    آرامگاه ويس:

اين قدمگاه در ۱۵ كيلومتري بندر ماهشهر به طرف شهر چمران (جراحي) واقع شده است. در خصوص ايشان اطلاعات دقيقي موجود نمي‌باشد.

    سيد صالح:

آرامگاه اين سيد بزرگوار در خيابان مطهري و مجاور بيمارستان حاجيه معرفي واقع است. متأسفانه از پيشينه ايشان اطلاع دقيقي موجود نيست. برخي بر اين باورند كه اين سيد نوجوان همراه كاروان علي بن موسي الرضا از عربستان به ايران آمده و در اين منطقه شهيد شده است. در داخل اين آرامگاه دو تكه سنگ مكعب مستطيل بوده كه بر روي آن با خط كوفي توضيحاتي نوشته شده بوده ولي متأسفانه در پي حضور انگليسي‌ها در بندر ماهشهر به تاراج برده شده است.

    قدمگاه اميرالمؤمنين:

اين قدمگاه در خيابان امام خميني و مجاور ميدان امام بوده و در زمان قديم اين قدمگاه و گورستان مجاور آن با خاك يكسان شده است.

    سيد جواهر و بي بي سيدي:

اين دو سيد بزرگوار در خيابان مطهري و مجاور آرامگاه سيد صالح قرار دارند. متأسفانه اطلاعات دقيقي دربارهٔ پيشينه آنان موجود نيست.
اماكن سياحتي

    پارك ساحلي:

اين پارك در ابتداي جاده ورودي بندر ماهشهر از سمت بندر امام خميني واقع گرديده است. از امكانات اين پارك مي‌توان به آلاچيق‌ها، فضاي بازي براي كودكان، امكاني جهت قايقراني و … اشاره نمود.

    پارك ارم:

اين پارك در شهر چمران (جراحي) و ۱۵ كيلومتري بندر ماهشهر واقع گرديده است. از امكانات اين پارك مي‌توان به آلاچيق‌ها، فضاي سبز بسيار زيبا، درياچه، فضاي بازي براي كودكان، امكاني جهت قايقراني، باغ پرندگان و حيوانات و … اشاره نمود.

    مجتمع بندري امام خميني (ره):

مجتمع بندري امام خميني (ره) محل استقرار كشتي‌هاي تجاري بوده كه مي‌توان با مجوز صادر شده از سوي اداره كل بنادر و دريانوردي استان خوزستان (بندر امام خميني ره) از اسكله‌ها و كشتي‌هاي پهلو گرفته در آن بازديد نمود.

    خوريات منتهي به خليج فارس:

از ديگر مراكز گردشگري شهرستان مي‌توان به خور‌هاي منتهي به خليج فارس از جمله خور غزاله و خور سماعيلي اشاره نمود. در حال حاضر خور سماعيلي مكاني جهت صيادان بوده كه از اين مكان جهت رفت‌وآمد به دريا استفاده مي شود

    پارك ساحلي مجيديه بندرماهشهر در جوار خليج فارس:

پارك مجيديه در جوار خليج فارس در بندرماهشهر توسط شهرداري و با همكاري نيروي دريايي سپاه در سال 1394 تاسيس شد

پارك ساحلي ودرياچه خور بندر ماهشهر

پارك ساحلي خور در ابتداي ورود خور به شهر ماهشر مي باشد كه داراي شهربازي و دو درياچه كه يك درياچه ماسه اي و درياچه تفريحي مي باشد
صنعت

فعاليت اقتصادي و توسعه بندر ماهشهر، بيشتر متكي به قابليت بندرگاهي و مجاورت با سواحل و همچنين نزديكي به منابع نفت و گاز جلگه خوزستان و فعاليتهاي وابسته به آن است. كشت محصولات كشاورزي بشدت متكي به آبياري است. از محصولات عمده آن گندم، جو، حبوبات، خرما، انگور، انار و انجير است. صنايع دستي و كارگاهي خاصي در آن وجود ندارد.[۳۷] اهميت اقتصادي اين شهر از يك سو به سبب نزديكي به بندر امام خميني است كه در ۱۳۷۶ ش، بدون همراهي بندر ماهشهر يك پنجم از سهم پذيرش كشتيهاي كل بنادر ايران را در سواحل شمال و جنوب به خود اختصاص داده است. مواد اوليه پالايشگاه گاز طبيعي مايع از كارخانه‌هاي گازمايع اهواز و آغاجاري تأمين، و فرآورده‌هايي چون پروپان، بوتان و گازولين سبك از آن صادر مي‌شود. از ديگر فعاليتهاي مهم اين شهرستان، استخراج نفت است، به طوري كه در سال ۱۳۷۳ خورشيدي، شش كارگاه استخراج نفت خام و هجده كارگاه خدمات جنبي آن، فعاليت داشته‌اند.

مهم‌ترين صنعت ماهشهر پتروشيمي و كشتيراني آن مي‌باشد كه اين بندر را به قطب پتروشيمي در ايران تبديل كرده است. پتروشيمي بندرامام جزء بزرگ‌ترين پتروشيمي‌ها در خاورميانه مي‌باشد كه در منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي ماهشهر قرار دارد و پتروشيمي اروند نيز بزرگترين توليدكننده زنجيره pvc در جهان است كه در منطقه ويژه اقتصادي ماهشهر قرار دارد. بندر ماهشهر همچنين بزرگ‌ترين بندر جنوب غرب كشور است كه بخش عظيمي از صادرات ايران از اين بندر صورت مي‌گيرد.

با آغاز بكار پروژه‌هاي پتروشيمي در منطقه ويژه اقتصادي ماهشهر، هم اكنون اين شهر به يكي از شهرهاي صنعتي نه تنها خوزستان بلكه ايران تبديل شده‌است. نيروگاه سيكل تركيبي ماهشهر نيز از منابع توليد انرژي در اين منطقه مي‌باشد.

شركت‌هايي چون پتروشيمي بندرامام، تندگويان، فن آوران، فجر، اميركبير، مارون، لاله، اروند، رجال، بوعلي، خوزستان، تخت جمشيد و … در منطقه ويژهٔ اقتصادي پتروشيمي ماهشهر قرار دارند. وجود صنايع عظيم پتروشيمي در اين شهر، مردم بسياري از شهرهاي مجاور و حتي غير مجاور را به ماهشهر كشانده‌است وسبب شده كه طي چندسال اخير قيمت ملك در ماهشهر به شكل بي‌سابقه‌اي رشد كرده‌است. در سال ۸۴ نيز بزرگترين كارخانهٔ لوله سازي كشور در ماهشهر به بهره‌برداري رسيد.

در اين شهر سه دانشگاه وجود دارد: دانشگاه آزاد اسلامي واحد ماهشهر، دانشگاه پيام نور و شعبه‌اي از دانشگاه صنعتي اميركبير (پرديس). gismap نقشه جغرافياي مكاني ماهشهر
منابع
    مجموعه‌اي از گفتاوردهاي مربوط به بندر ماهشهر در ويكي‌گفتاورد موجود است.

كنعاني هنديجاني، عبدالحميد، تاريخ و جغرافياي سرزميني كهن با تمدني ديرينه، از ارجان تا قبان، هنديجان-ماهشهر-شادگان، شيراز: انتشارات نويد، ۱۳۸۱ خ. ص۳۹۴.

    مختصات و ارتفاع
    سال شهر شدن: دانشنامهٔ جهان اسلام، سرواژهٔ بندر ماهشهر، بازديد: اوت ۲۰۰۸.
    پيش‌شماره

استانداري خوزستان
ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه، ترجمة محمدعلي موحد، تهران ۱۳۶۱ ش
سفرنامه ناصر خسروي قبادياني
تاريخ حمزه اصفهاني
«نتايج سرشماري سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ريزي استانداري خراسان جنوبي (به نقل از مركز آمار ايران)، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲. بازبيني‌شده در ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲.
دانشنامهٔ جهان اسلام، سرواژهٔ بندر ماهشهر، بازديد: اوت ۲۰۰۸.
وزارت مسكن و شهرسازي
هواشناسي خوزستان
هواشناسي استان خوزستان
سايت وزارت مسكن و شهرسازي
[۱]
جغرافياي طبيعي ايران
fallingrain، بازديد: اوت ۲۰۰۸.
ابن بطوطه ص ۲۷۷
كنعاني هنديجاني، ص۳۹۸.
(كرزن. ج ۲، ص ۴۸۲)
ايرانيكا، ذيل مادّه
(كازروني. ص ۳۴–۳۶)
كنعاني هنديجاني، ص۳۹۴.
ايران. وزارت دفاع. اداره جغرافيائي ارتش، ج ۹۰، ص ۳۴؛ مرتضايي، ص ۱؛ سلطاني بهبهاني، ص ۲۳۴.
ايرانيكا، امام شوشتري، ص ۴۳؛ ايران. وزارت دفاع. اداره جغرافيائي ارتش، ج ۹۰، ص ۳۲.
ماهشهر: بندر صدور فراورده‌هاي نفتي، ص ۵، ۸، ۳۲–۳۳؛ دائرةالمعارف فارسي، ذيل «بندر معشور».
ماهشهر: بندر صدور فراورده‌هاي نفتي، ص ۱۳، ۱۵، ۳۳
سازمان بنادر و كشتيراني، ص ۲۶
كنعاني هنديجاني، صص۴۱۰–۴۱۸.
كنعاني هنديجاني، صص۴۱۸–۴۲۱.
ابن بلخي. ص ۱۴۹
«تجليل از دكتر ابراهيم قيصري در همايش "فرهنگ، ادبيات و گويش ماهشهري» ‎(فارسي)‎. ايسنا. بازبيني‌شده در ۸ اكتبر ۲۰۱۱.
«واژگان مشترك در لارستاني و ماهشهري» ‎(فارسي)‎. دكتر ابراهيم قيصري. بازبيني‌شده در ۸ اكتبر ۲۰۱۱.
سازمان هواشناسي خوزستان
جغرافياي خوزستان
«آب و هواي بندر ماهشهر» ‎(انگليسي)‎. وب‌گاه ودربيس. بازبيني‌شده در ۲۷ آوريل ۲۰۰۹.
مردم بندر ماهشهر 'گرم‌ترين هواي دنيا را تجربه مي‌كنند' بي‌بي‌سي فارسي
هواي حاشيه خليج فارس 'مي‌تواند تا پايان قرن غيرقابل تحمل شود' بي‌بي‌سي فارسي

gismap نقشه جغرافياي مكاني ماهشهر

    مركز آمار ايران، ۱۳۷۵ ش، ص ۲۴۲

[نمايش]

    ن ب و

استان خوزستان

    شهرداري ماهشهر
    gismap نقشه جغرافياي مكاني ماهشهر

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۲۲:۱۴ | آژانس هواپيمايي
،

استان خراسان رضوي

بجستان
از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد
    براي تأييدپذيري كامل اين مقاله به منابع بيشتري نياز است. لطفاً با توجه به شيوهٔ ويكي‌پديا براي ارجاع به منابع با ارايهٔ منابع معتبر اين مقاله را بهبود بخشيد. مطالب بي‌منبع را مي‌توان به چالش كشيد و حذف كرد.
بجستان
كشور      ايران
استان     خراسان رضوي
شهرستان     بجستان
بخش     مركزي
نام(هاي) ديگر     باجستان
مردم
جمعيت     ۱۱٬۱۳۳ نفر (۱۳۹۰)
رشد جمعيت     ۰٪- (۵سال)
جغرافياي طبيعي
ارتفاع از سطح دريا     ۱۲۶۵ متر[۱]
اطلاعات شهري
نمايندهٔ مجلس شوراي اسلامي     محمد رجايي باغ‌سيايي
شهردار     مرتضي رييسي
ره‌آورد     انار، زعفران، سنگ
پيش‌شماره تلفني     ۰۵۱
شناسهٔ ملي خودرو      ايران
كد آماري     ۱۳۸۲
بجستان بر ايران واقع شده‌است
بجستان
روي نقشه ايران
۳۴.۵۱۹۴° شمالي ۵۸.۱۷۳۱° شرقيمختصات: ۳۴.۵۱۹۴° شمالي ۵۸.۱۷۳۱° شرقي

بَجِستان، مركز شهرستان بجستان، در استان خراسان رضوي واقع است. انار بجستان معروف است.

محتويات

    ۱ موقعيت جغرافيايي
    ۲ جمعيت
    ۳ پيشينهٔ تاريخي
    ۴ مسجد جامع بجستان
    ۵ پل يونسي
    ۶ رباط زين‌آباد
    ۷ رباط فخر آباد
    ۸ مسجد مرنديز
    ۹ مسجد مزار
    ۱۰ كاروانسراي قاسم‌آباد
    ۱۱ مشاغل و هنرهاي سنتي بجستان
    ۱۲ ساير تفرجگاه‌ها و مناطق ييلاقي
    ۱۳ پارك طبيعي بجستان
    ۱۴ سياه‌كوه هلالي
    ۱۵ سوغات بجستان
    ۱۶ منابع

موقعيت جغرافيايي

شهر بجستان، در جنوب استان خراسان رضوي، در فاصله ۵۰ كيلومتري غرب گناباد و ۶۲ كيلومتري شمال فردوس و در كنار محور اصلي ارتباطي استان‌هاي جنوبي كشور به مشهد (جاده ۹۱ و بزرگراه AH-78) قرار گرفته است.
جمعيت

بر پايه سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال ۱۳۹۰ جمعيت اين شهر ۱۱٬۱۳۳ نفر (در ۳٬۳۹۴ خانوار) بوده است.[۲]
جمعيت تاريخي
سال     جمعيت      %±
۱۳۵۵     ۵٬۵۴۰     —
۱۳۶۵     ۷٬۴۵۱     ۳۴٫۵ ٪
۱۳۷۰     ۸٬۴۹۳     ۱۴٫۰ ٪
۱۳۷۵     ۹٬۳۰۷     ۹٫۶ ٪
۱۳۸۵     ۱۱٬۱۳۶     ۱۹٫۷ ٪
۱۳۹۰     ۱۱٬۱۳۳     ۰٫۰ ٪ −
پيشينهٔ تاريخي
    اين بخش به هيچ منبع و مرجعي استناد نمي‌كند. لطفاً با افزودن يادكرد به منابع قابل اعتماد برطبق اصول تأييدپذيري و شيوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به بهبود اين بخش كمك كنيد. مطالب بدون منبع ممكن است به چالش كشيده و حذف شوند. (مه ۲۰۱۷)

بجستان از شهرهاي مقدس زرتشتيان است. وجود محوطه‌ها و آثار باستاني اطراف بجستان و مسجد جامع با اهميتي كه در دوران شاهرخ تيموري ساخته شد دليل بر اهميت و اعتبار تاريخي اين شهرستان مي‌باشد. احتمالاً قدمت بجستان به دوره هخامنشي مي‌رسد. اين شهر در گذشته به عنوان بوزستان، بزستان و بژستان نيز ناميده شده و به اعتقاد برخي از مورخين توسط سام نريمان قهرمان افسانه‌اي ايران ساخته شده‌است. همچنين معتقدند نام بجستان يا بغستان (سرزمين ايزد) خود گوياي وجود اين است كه اين آبادي از دوران قبل از زرتشت و يا دست كم وابستگي آن به آيين‌هاي قبل از زرتشت است. سرزمين ايزد هم چنان شهري مذهبي است و مردم آن پايبند به دين اسلام هستند. گويا، ياقوت حموي نخستين جغرافيا نويس مسلماني است كه آن را اسم برده و گويد «دهكده‌اي است» بجستان در دوران تيموريان از اهميت برخوردار بوده و اعتبار آنجا آنقدر بوده كه حاكمان و بزرگان معاصر تيمور قادر بوده‌اند تيمور را از خرابي آن شهر بازدارند. از حيث تجارت و داد و ستد بجستان در دوران قاجاريه از اهميت و رونق بالايي بر خوردار بوده‌است شبكه گسترده راه‌ها و رباطهاي متعدد از جمله فخر آباد، قاسم‌آباد، زين‌آباد و … در راه فيض آباد به بجستان و فردوس دلايل رونق و داد وستد در اين ناحيه‌است.
مسجد جامع بجستان

مهمترين اثري كه از قرن نهم هجري در شهرستان بجستان باقي‌مانده مسجد جامع بجستان است كه در زمان شاهرخ تيموري به همت"محمد بن فخر الدين بن سيف الدين بن مقدم بجستاني "بنا شده و تاريخ اتمام ان بر اساس كتيبه موجود در مسجد سال۸۲۸ هجري مي‌باشد. اين مسجد كه در كوچه طاهري قرار دارد در حال حاضر داراي دو ايوان بر دو سوي صحن مربع شكل آن مي‌باشد و بر انتهاي ايوان قبلي محرابي مقرنس كاري تعبيه شده‌است و در سمت مغرب مسجد شبستاني است كه سقف آن بر فراز ستون‌هايي استوار گرديده‌است ايوان شمالي بنا در سال ۱۰۲۴ ه. ق در عصر صفويه توسط حاج ناصر الدين محمدبن احمد مرمت شده‌است.
پل يونسي

از ابنيه تاريخي بجستان كه بر امتداد كال شور و بر روي آن ايجاد شده سازه‌اي است آجري و مستحكم موسوم به پل يونسي كه نام خود را از شهر يونسي واقع در ۴۵ كيلومتري بجستان گرفته‌است. معماري اين پل داراي ۹ چشمه طاق جناقي و آبروهاي نيمه مدور است كه در بخشي از آن سنگ يا ملات ساروج و قسمتهايي ديگر از آجر و گچ ساخته شده‌است. اين بناي تاريخي از يادگارهاي دوره صفويه است.
رباط زين‌آباد

اين بناي با ارزش در ۶۰ كيلومتريي گناباد و به فاصله ۱۵ كيلومتري جنوب شرقي بجستان و در امتداد جاده بجستان – فردوس واقع است. رباط زين‌آباد با وسعت تقريبي ۲۵۰۰ متر مربع به صورت نقشه چهار ضلعي و فضاهاي معماري متفاوت توقفگاه كاروانياني بوده‌است كه مسير كوير را طي مي‌نموده‌اند. در اضلاع شمالي و جنوبي در هر طرف از صحن رباط فضاهايي به عرض سه متر براي اقامت مسافران و اتاقهايي نيز به ابعاد ۴*۳ متر تعبيه شده‌است. شاه نشين بنا كه قسمت شاخص اين اثر معماري محسوب مي‌شود در ضلع غربي صحن قرار گرفته ودو دالان كه به پشت آن منتهي مي‌شود. رباط زين‌آباد از يادگارهاي معماري عصر قاجاريه مي‌باشد.
رباط فخر آباد

رباط چهار ايواني فخر آباد در حاشيه روستايي به همين نام واقع است. اين مكان با فضاهاي وسيع خود ظاهراً در زمان رونق و آباداني مورد استفاده كاروانياني بوده‌است كه ازاين طريق قصد سفر به سوي كوير را داشته‌اند. بناي رباط متعلق به دوره قاجاريه است و از معماري آن شامل سر در ورودي، ايوانچه‌هاي طرفين ورودي به عنوان توقف گاه تابستاني، شاه نشين، فضاي اصطبل، بارانداز و صحن است. تزيينات جالب توجه اين رباط استفاده از آجرهاي با پخت ناقص است كه با تلفيق آن با آجرهاي معمولي اشكال هندسي زيبايي در قسمت پيشاني سر در ورودي و بخش شاه نشين آن بوجود آمده‌است.
مسجد مرنديز

اين بنا با وسعت تقريبي ۶۰۰ متر مربع در ۳۷ كيلومتري شمال خاوري بجستان قرار دارد. معماري آن شامل صحن، ايوان، قبله و شبستان گنبد دار بوده و از نوع بناهاي يك ايواني است. ايوان مقصوره بنا داراي پوشششي است كه با ايجاد تاق و تويزه در آن شكل گرفته‌است. در بخش انتهايي اين قسمت رسمي بندي‌هاي زيبا بر روي گچ ايجاد شده‌است. قسمتي از تزيينات اين پوشش نيز به نقاشي "ل اخرايي و رديفي از قطار بندي‌هاي گچي اختصاص يافته‌است. مسجد جامع مدنديز به سبب وجود بخشي از تزيينات و نماي بيروني اطراف و صحن و ايوان از نظر نقشه و نوع عناصر تزييني با مسجد تاريخي خواف، مسجد رشتخوار و گگنبد مقبره قطب الدين حيدر مشابه‌است. اين بنا متعلق به قرن يازدهم هجري است.
مسجد مزار

در دامنه تپه‌اي طبيعي درروستاي مزار فاصله پنج كيلومتر از بجستان اثر با ارزشي حفر شده و احتمالاً با قلعه دختر مزار در ارتباط است. در زمانهايي اين مكان به عنوان سردابه و پناهگاهي مي‌توانسته براي ساكنين آن مورد استفاده قرار گيرد. به احتمال بسيار زياد اين اثر در دوران اسلامي بعنوان زاويه و صومعه نيز به كار رفته‌است. امروزه اين مكان با ا نجام تغييراتي در فضاي داخلي به عنوان مسجد زمستاني اهالي مورد استفاده قرار كرفته كه در مجاورت آن مسجد كنوني مزارواقع است. اين مكان شامل تعدادي ستون چهارضلعي و مستحكم با تاق‌ها و فضاهاي وسيع است.
كاروانسراي قاسم‌آباد

كاروانسراي قاسم‌آباد يكي از بناهاي با ارزش بر جاي مانده از دوره صفوي مي‌باشد كه در روستايي به همين در ۲۰ كيلومتري غرتب بجستان واقع گرديده‌است. بناي مذكور در مركز روستا واقع گرديده و از خصوصيات بارز آن مي‌توان به معماري بسيار زيبا، تزيينات نوع پو شش سقفها و بادگير چهارضلعي اشاره كرد. اين بنا كه يكي از كاروانسراهاي شاه عباسي هفتگانه بجستان است در قديم مسير جاده ابريشم بوده كه هم اكنون راه آهن بافق- مشهد از حاشيه آن عبور مي‌كند. كاروانسراي قاسم‌آباد بنايي است از معماري گذشته در دل كوير زيباي بجستان كه بادگير چهارضلعي آن در خراسان از معروفيت بالايي برخوردار است.
مشاغل و هنرهاي سنتي بجستان

در شهرستان بجستان از دير باز هنرهاي سنتي و مشاغل سنتي جايگاه ويژه‌اي در تأمين معيشت مردم اين سرزمين داشته‌اند. هنوز در گوشه و كنار شهر و روستاهاي اين منطقه مي‌توان بخشي از اين مشاغل بومي را مشاهده كرد. از اين مشاغل مي‌توان به گيوه دوزي در روستاهاي جزين، بقچير و افكان، آهنگ، گليم بافي در يونسي، فخرآباد، نيان، ابراهيم‌آباد و قالي بافي، پار چه بافي، نمد مالي، حوله بافي و سبد بافي در ساير مناطق اشاره كرد. در گذشته قاليچه‌هاي آن با نقش بلوچي به دليل كيفيت به خارج صادر مي‌شد.
ساير تفرجگاه‌ها و مناطق ييلاقي

بجستان از يك سو به كوير و از سوي ديگر به كوه‌هاي مرتفع سياه كوه منتهي مي‌شود. وجود مناطق ييلاقي همچون "تنكه نسترن" " بوستان طبيعي نوبهار" "دره آهنگ" "باغ سليمه مزار"سد سريده"به لحاظ رويش لاله‌هاي درشت و گلگون و شقايقهاي زيباي بهاري و بيد مشكهاي زيبا و دو منطقه حفاظت شدهٔ هلالي و افتخار با گونه‌هاي كم‌نظير حيات وحش و كوير زيباي بجستان از ديگر جاذبه‌هاي گردشگري بجستان مي‌باشد.
پارك طبيعي بجستان

مجموعه پارك طبيعي و باغ زيباي پرندگان بجستان يكي از كم نظيرترين مجموعه‌هاي استان خراسان رضوي است اين مجموعه شامل حيات وحش و نمايشكاه جلوه‌هايي از طبيعت و باغ پرندگان و سايت نگهداري آهو و جبيرمي باشد. اين پارك نسبتاً طبيعي چون نگيني زيبا در مركز شهر بجستان است و داراي پرندگان زيبا و خوش الحاني همچون زاغي پا قرمز، طوطي‌هاي رنگارنگ، طاووس و … مي‌باشد. اين مجموعه همه روزه پذيراي علاقه‌مندان به طبيعت و مسافران نوروزي و گردشگري است كه از اين مسير عبور مي‌كنند.
سياه‌كوه هلالي

منطقه حفاظت شده هلالي در جنوب شرق شهرستان بجستان، شمال شهرستان فردوس و غرب گناباد با وسعتي قريب به ۱۲۰۰۰۰ هكتار قرار گرفته‌است. منطقه ييلاقي سياه‌كوه داراي كوه‌هاي مرتفع و به هم پيوسته و دره‌هاي سرسبز و عميق و چشمه‌سارهاي متعدد مي‌باشد. از مهم‌ترين گونه‌هاي جانوري آن مي‌توان به آهو، كل و بز، قوچ و ميش، سمور و گربه وحشي اشاره كرد. پوشش گياهي منطقه نيز شامل زيره سياه، كاكوتي، رازيانه، درختان بنه، انجير، تاغ، بادامشك و زرشك مي‌باشد. اين منطقه به‌دليل آنكه در اقليم نيمه‌خشك و بياباني قرار گرفته‌است، قابليت‌هاي مطلوبي در جهت جذب گردشگر و مسافران عبوري از اين منطقه دارد. بهار اين منطقه به لحاظ رويش گل‌هاي الوان از چشم‌انداز بسيار زيبايي برخوردار است.
سوغات بجستان

در ميان سوغات سفر بجستان مي‌توان ازياقوت سرخ كوير يا همان انار بجستان نام برد كه به بسيار ي از كشورهاي شرق دور صادر مي‌شود و كام هر رهگذري و مسافري را كه به اين شهر مي‌گذارد شيرين مي‌كند. از سوغات مشهور شهر بجستان مي‌توان از كلوچه و حلواي اين شهر نام برد كه در بازاز شهرهاي اطراف، جايگاه ويژهاي دارد. از ديگر سوغات و محصولات اين منطقه مي‌توان زعفران، زيره، حنا، پسته و محصولات خشكباري اشاره كرد كه مي‌تواند بخش زيادي از سبد خريد مسافران را پر نمايد.
منابع

مختصات و ارتفاع

    «نتايج سرشماري ۱۳۹۰» (اكسل). درگاه ملي آمار. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۲۱ آبان ۱۳۹۲.

[نمايش]

    ن ب و

ايران شهرستان بجستان
[نمايش]

    ن ب و

استان خراسان رضوي

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۲۱:۵۳ | آژانس هواپيمايي
،

گيتاشناسي

غار برزك در تپه تاريخي قلعه برزك: قدمت اين غار به دوران سلجوقيان بازمي‌گردد و شهرداري با همكاري ميراث فرهنگي و گردشگري به دنبال ثبت ملي اين اثر تاريخي است. بنا به نقل قول سينه به سينه بزرگان شهر، اين غار كه در سكونتگاه اوليه برزك (تپه قلعه) واقع شده، داراي ۳ مسير اصلي بوده كه يكي از مسيرها به مسجد جامع شهر و مسير ديگري به حمام ميان ده و مسير سوم به طرف كوه اشك ادامه دارد و هم اكنون شهرداري به جهت انجام تحقيقات بيشتر مشغول آزادسازي معبرهاي مسدود شده اين غار در اثر ريزش‌هاي ساليان متوالي است. از آثار برجاي مانده در اين غار مي‌توان به حفر كانال‌هاي كوچك حفاري شده در دل سنگ جهت دفن يا نگهداري استخوان‌هاي گذشتگان خود، ظروف سفالي و گلي برجاي مانده و وجود سقف‌هاي زيباي آن اشاره كرد.

جاده تفريحي توريستي سعدآباد برزك: اين جاده از زيباترين جاده‌هاي طبيعي و بكر شهرستان كاشان است. جاده تفريحي و توريستي سعدآباد از مركز شهر آغاز مي‌شود و در امتداد رودخانه اصلي شهر به طول ۴ كيلومتر همراه با بديع‌ترين صحنه‌هاي طبيعي ادامه دارد و پس از گذشتن از كنار تفرجگاه‌ها، كوه‌ها، چشمه‌ها، آبشارها و باغ‌هاي زيبا، به مسير اصلي جاده برزك ـ كاشان ختم مي‌شود.

تفرجگاه چشمه احمدآباد: اين چشمه در نقطه شمال شرقي برزك و در حريم رودخانه فصلي برزك واقع است و داراي چندين چشمه جوشان است و در قسمت بالادست آن ديواره سدي است كه بر اثر رسوب طي ساليان متوالي پر شده و هم اكنون با رويش درختان بيد و درختچه‌هاي گز در بستر اين سد، منظره زيبايي را ايجاد كرده است. اين تفرجگاه كه در ۱۰۰ متري خيابان اصلي واقع است هر ساله گردشگران زيادي را به سمت خود جذب مي‌كند. به دليل وجود كوه در حاشيه جنوب شرقي تفرجگاه، گردشگران علاقه‌مند به كوهنوردي نيز در كنار استفاده از مناظر بكر و طبيعي از فضاي اين تفرجگاه براي كوهنوردي بهره مي‌برند.

آسياب آبي سعدآباد و تفرجگاه جنب آن: در قسمت جنوبي جاده سعدآباد، آسياب آبي با قدمتي حدود ۲۰۰ ساله به چشم مي‌خورد. اين آسياب آبي داراي تنوره‌اي است كه آب از بالا داخل آن ريخته و فشار آب اين تنوره، سنگ‌هاي آسياب به وزن ۵۰۰ كيلوگرم را به حركت در مي‌آورد و گندم را كه بين دو سنگ قرار مي‌گيرد خرد و آرد مي‌كند. شهرداري اقدام به مرمت و بازسازي و احياء اين آسياب كرده و تفرجگاهي در كنار آن در حال ساخت است. اين تفرجگاه مورد استقبال گردشگران قرار گرفته است. اين اثر در تاريخ ۲۴ / ۸ / ۸۵ به شماره ۱۶۲۱۸ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

حمام دوره صفويه برزك: يكي ديگر از ميراث‌هاي فرهنگي شهر برزك، حمامي است كه مربوط به دوره صفويه است. اين بناي كهن توسط فردي بنام سيدحسن كاشاني ساخته شده است. براي گودبرداري اين حمام ۱۰ متر زمين را كنده و اين كار يك سال طول كشيده و بعد از ۷ سال ساخت حمام به پايان رسيده است. در ساخت اين حمام از ستون‌هاي سنگي تراشيده شده يكپارچه استفاده شده و براي برپا كردن ستون‌ها و محكم‌كاري پايه‌ها از سرب و ساروج كه به صورت سنتي درست مي‌شده استفاده كرده‌اند. حمام داراي دو خزينه، دو حوضچه بنام استك و دو تخته سنگ براي نماز خواندن است. براي سوخت حمام از نفت سياه استفاده مي‌كنند. اين اثر در تاريخ ۲۴ / ۸ / ۸۵ به شماره ۱۶۲۱۳ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

امامزاده سراج الدين ابن موسي بن جعفر: ساخت بناي اصلي امامزاده سراج‌الدين ابن موسي ابن جعفر (ع) با قدمتي ۵۰۰ ساله را هنرمندان دوران صفوي به عهده داشته‌اند. بناي اين امامزاده كه بزرگترين امامزاده شهر است شامل دو بخش است. بخش اصلي كه هسته اوليه آن را تشكيل مي‌دهد فضاي دور مقبره امامزاده است كه يك بناي ۸ ضلعي با ضريح در مركز آن همراه با گنبد خشتي كه از درون (زير آن) آئينه‌كاري شده است. در فضاي بيروني امامزاده قبرستان شهر وجود دارد كه سنگ‌هاي قبر بسيار قديمي گوياي قدمت بالاي اين قبرستان است. اين اثر در تاريخ ۲۲ / ۸ / ۸۵ به شماره ۱۶۱۹۷ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

موزه مردم‌شناسي برزك: قدمت اين خانه كه به موزه مردم‌شناسي برزك تبديل شده است به دوره زنديه مي‌رسد و با توجه به معماري سنتي محل ساخته شده كه پس از خريد اين بنا و تملك آن توسط شهرداري شهر برزك، تغيير كاربري يافته و به موزه مردم‌شناسي اين شهر تبديل شده است. موزه مردم‌شناسي، در دو طبقه با حياطي طويل و باريك و با شيبي ملايم از شمال به جنوب شكل گرفته است. علاوه بر بناي تاريخي خود موزه، گردشگران مي‌توانند شاهد دستگاه‌هاي بافندگي قديمي همچون دستگاه گليم بافي، دستگاه چادرشب بافي، دستگاه قاليبافي، درب چوبي مسجد جامع و بيش از ۴۵۰ اثر باقي مانده و قديمي از گذشتگان باشند. اين اثر در تاريخ ۱۴ / ۱۲ / ۸۵ به شماره ۱۷۸۱۰ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است و با همت و مديريت پژوهشگر ميراث فرهنگي، خانم جهاني، پذيراي گردشگران است.

آب انبار سردل برزك: اين آب انبار در دوران پهلوي با سبك معماري سنتي محل ساخته شده است. بناي اين آب انبار به سفارش ساكنان محل جهت استفاده عمومي توسط شيخ ميرزا جلال مصطفوي و كربلائي حسينعلي كه معماران برزكي بوده‌اند ساخته شده و چون در محله سردُل (شهيد رجايي) جنب خانه روحاني ساخته شده به همين نام معروف گشته است. اين بناي تاريخي در تاريخ ۲۴/ ۸ / ۸۵ در فهرست آثار ملي ايران به شماره ۱۶۲۰۵به ثبت رسيده است.

خانه‌هاي قديمي كاردان و موسوي برزك: خانه تاريخي كاردان در دوره زنديه بنا شده و يكي از قديمي‌ترين خانه‌هاي تاريخي شهر برزك به شمار مي‌رود. معمار آن استاد كربلائي عبدالله عظيمي معروف به معمار عظيم بوده است. اين خانه كه از زمان ساخت تا كنون در مالكيت خاندان كاردان بوده به همين نام در بين اهالي شهر تاريخي برزك معروف شده است. اين بناي تاريخي كه در بافت قديم شهر استقرار يافته هم اكنون نيز داراي كاربري مسكوني است، در تاريخ ۲۴/ ۸ / ۸۶به شماره ۱۶۳۱۴در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

خانه تاريخي موسوي نيز كه در همسايگي خانه تاريخي كاردان قرار دارد يكي از قديمي‌ترين خانه‌هاي تاريخي اين شهر است كه در دوره زنديه و با الهام از معماري سنتي محلي ساخته شده و چون متعلق به خاندان موسوي بوده به همين نام نيز شهرت يافته است و در ميان اهالي اين شهر به نام منزل امام جمعه شهر برزك معروف است. اين بناي تاريخي در تاريخ ۲۴/ ۸ / ۸۶به شماره ۱۶۳۰۹در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.

آسياب خاتوني برزك: آسياب خاتوني در جنوب شرقي شهر برزك، در محله باغستان و روبروي مسجد خاتم‌النبيين قرار دارد. آب قنات علياي برزك به وسيله كانالي به تنوره وارد مي‌شود و در ادامه، آب انباشته شده در اين مخزن توسط روزنه قيف مانندي به سوي پره‌هاي چرخ آسياب هدايت مي‌شود و باعث به گردش درآمدن سنگهاي آسياب مي‌شود. به طور كلي سقف فضاهاي آسياب تيرپوش و مصالح بكار رفته در آن سنگ، خشت و آجر است. با وجود بهره‌گيري از دستگاه‌هاي پيشرفته جهت آسياب كردن غلات، هنوز هم برخي از ساكنان برزك و روستاهاي تابعه كيسه‌هاي گندم و جو را براي آرد كردن به اين آسياب مي‌آورند. در مجموع با توجه به موقعيت مكاني اثر و قرار داشتن آن در بافت شهر برزك و دسترسي آسان به اين بناي ارزشمند، همچنين داير و فعال بودن آن، به عنوان يكي از جاذبه‌هاي گردشگري منطقه به شمار مي‌رود.

بافت قديم برزك: بافت قديم برزك، با ديوارهاي كاهگلي، كوچه‌هاي پيچاپيچ، و خانه‌هايي كه برخي اتاق‌هايشان سقف كوچه شده‌اند، در محله مصلي واقع شده است. اين بافت كه داراي ساختمان‌هاي خشت و گلي، با تيرهاي چوبي بوده و بيشتر داراي كوچه‌هاي تنگ معروف به كوچه‌هاي آشتي كنون است. اين بافت كه در حاشيه تپه تاريخي قلعه و به صورت پلكاني گسترش يافته داراي چشم‌انداز بسيار جالبي است. كوچه‌ها با عرض ۱ متر در اطراف ساختمان‌ها به طور خاص و به شكل مارپيچ چرخيده است و تمامي منازل را به آساني با هم ارتباط مي‌دهد و هيچ‌كدام از كوچه‌ها بن‌بست نيست.
گويش مردم

مردم اين منطقه در قديم به زبان راجي برزكي يا رايجي صحبت مي‌كردند، تعدادي از سالمندان اين شهر به اين گويش تكلم ميكنند، نكته قابل توجه اين است كه گويش راجي اين منطقه با گويشهاي راجي (رايجي) شهرها و روستاهاي همسايه تفاوت دارد.[۱][۲]
اقامتگاه

در برزك دو اقامتگاه رسمي در قالب بوم‌گردي براي مسافران فراهم است. يك گزينه اقامت در خانه تاريخي روحاني (خانه روحاني برزك) است كه به عنوان يك اقامتگاه بوم‌گردي در برزك فعال شده است. اين اقامتگاه با رختخواب سنتي و كرسي، داخل خانه‌اي كوچك اما تاريخي (با معماري صفوي) و همراه با خدماتي مثل غذاي سنتي گشت طبيعت و تاريخ و ... فعاليت مي‌كند. اقامتگاه سنتي آويلا نيز، در دل بافت تاريخي برزك و پاي تپه تاريخي قلعه، گزينه بعدي براي اقامت در برزُك به شمار مي‌رود.
محيط زيست

منطقه حفاظت شده قمصر و برزك در سال ۱۳۸۶ جهت احياء محيط طبيعي و حيات وحش منطقه به عنوان منطقه شكار ممنوع اعلام شد. پس از آن طي مصوبه شماره ۳۲۸ شوراي عالي محيط زيست (كميسيون زير بنائي دولت) مورخ ۱۳۸۹/۹/۲۹ بعنوان منطقه حفاظت شده به مناطق تحت مديريت سازمان حفاظت محيط زيست پيوسته است.

منطقه حفاظت شده قمصر و برزك با مساحت ۵۹٬۹۶۶ هكتار در استان اصفهان و شهرستان كاشان واقع شده است.

۴/۱۳ درصد از منطقه حفاظت شده قمصر و برزك زير ۱۴۰۰ متر، ۵۵ درصد بين ۱۴۰۰–۲۵۰۰ متر، ۲۸ درصد ۳۰۰۰–۲۵۰۰ و مابق بيش از ۳۰۰۰ متر ارتفاع دارد. بيشتر وسعت منطقه كوهستاني است و قسمت محدودي را نواحي دشتي تشكيل مي‌دهد.
وضعيت حفاظتي

منطقه حفاظت شده قمصر و برزك در حال حاضر فاقد پاسگاه محيط باني و تجهيزات حفاظتي متمركز و مستقر در منطقه است.
پوشش گياهي

منطقه كوهستاني با اقليم سرد باعث شده تا پوشش گياهي مستقر در آن پوشش گياهي ناحيه ايراني و توراني كوهستاني باشد. سيماي كلي پوشش گياهي منطقه از نوع درمنه است و تنوع گونه‌هاي گياهي منطقه نسبتاً قابل توجه است.

گونه‌هاي شاخص گياهي آن درمنه، انواع گون، چوبك و كلاه ميرحسن است.
گونه‌هاي شاخص جانوري

۲۰ گونه پستاندار، ۱۵ گونه خزنده، ۵۰ گونه پرنده و يك گونه دوزيست از اين منطقه شناسايي شده است.

گونه‌هاي شاخص جانوري منطقه حفاظت شده قمصر و برزك را گربه پالاس، قوچ وميش، كل وبز، گراز، پايكا و مار شاخدار تشكيل مي‌دهند.
تعارضات و تهديدهاي منطقه

فعاليت معادن و شكار غيرمجاز مهمترين عوامل تهديد كننده منطقه به شمار مي‌روند.
رخدادهاي محيط زيستي

- در مرداد ماه ۱۳۹۰ محيط‌بانان مستقر در منطقه حفاظت شده قمصر و برزك، با همكاري همياران محيط زيست موفق به كشف يك قلاده توله گربه پالاس شدند. اين جانور كه در اثر درگيري با چندين كلاغ دچار مصدوميت از ناحيه چشم شده بود جهت معاينه و درمان تحويل اداره حفاظت محيط زيست كاشان گرديد.

- در خردادماه ۱۳۹۲ يك رأس بره ميش وحشي ۴ روزه كه مادرش توسط شكارچيان غيرمجاز كشته شده بود به گله گوسفندي در منطقه حفاظت شده قمصر و برزك پناه آورد.

- دستگيري شكارچي غيرمجاز بره ميش وحشي در پوشش تفريح خانوادگي در شهريور ۱۳۹۲
منابع

[صادقي، علي اشرف (1393) «گويش برزك كاشان»، دومين همايش بين‌المللي زبان‌ها و گويش‌هاي ايراني: گذشته و حال. دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، تهران، ايران. گويش برزك كاشان]

    [كلانتر ضرابي، عبدالرحيم (1378) تاريخ كاشان، سپهر. تهران.

اطلس گيتاشناسي استان‌هاي ايران، تهران: مؤسسهٔ جغرافيايي و كارتوگرافي گيتاشناسي، ۱۳۸۳خ.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۲۱:۲۴ | آژانس هواپيمايي
گيتاشناسي،

آذربايجان

اردبيل در سده‌هاي نخستين اسلامي

اردبيل در زمان حمله اعراب مقرّ مرزبان آذربايجان بوده و حذيفه بن يمان، سردار عرب آن را در سال ۲۲ه. ق. /۶۴۳. م، به صلح گشود. در اين دوره، اردبيل مركز آذربايجان بود و از ميانه تا باجروان در كنار رود ارس و شهر شيز نزديك مراغه جزو اين ايالت محسوب مي‌شد. پس از چندي حذيفه به دستور عمر بن خطّاب عزل شد و عتبه بن فرقد به جاي او منصوب گشت. در زمان او، مردم اردبيل عليه اعراب شورش كردند. عتبه بن فرقد چون به اردبيل رسيد با شورشيان جنگيد و بر آن‌ها پيروز شد و غنايم بسياري از آن‌ها گرفت.

در زمان خلافت علي بن ابيطالب، ولايت آذربايجان نخست با سعيد بن ساريه خزاعي و سپس با اشعث بود. در زمان ولايت اشعث، اكثر مردم آذربايجان اسلام آورده بودند و قرآن مي‌خواندند. او گروهي از اعراب اهل عطا و كساني كه از بيت‌المال حقوق سالانه مي‌گرفتند را در اردبيل سكونت داد و به آنان دستور داد كه مردم اين سامان را به اسلام دعوت كنند. اشعث، اردبيل را پايتخت خود ساخت و در مدّت حكومت او اردبيل آباد شد. به دستور وي مسجدي در اردبيل بنا كردند و اين مسجد بعدها توسعه يافت.

هنگامي كه سپاهيان عرب در آذربايجان و اردبيل بودند، عشيره‌هاي عرب از كوفه، بصره و شام به آن جا روي آوردند. اينان هر چه قدر توانستند، براي خود زمين به دست آوردند و گروهي از ايشان زمين‌هاي ايرانيان را خريدند و عدّه‌اي از زارعين نيز براي حفظ خود، زمين‌ها را به آنان سپردند و خود، كشاورز آنان شدند.[۳۰]

در سال ۱۰۷ هجري قمري، يعني در زمان هشام بن عبدالملك خليفه اموي، خزرها از راه دربند گذشته به استان بيلقان در كنار رود ارس حمله بردند و سپس از ارس گذشته به سوي ايران عازم شدند و تمام آذربايجان را گرفته، غارت كردند و اردبيل را ويران ساختند. خزرها همه مردان بالغ شهر را كشتند و زن و فرزندان آنان را به اسيري بردند.

در آن زمان، سه هزار تن مسلمان در اردبيل سكونت داشتند. در اواخر قرن دوّم هجري، كه آذربايجان همچنان به دست خلفاي بغداد اداره مي‌شد، يك نهضت مذهبي و اشتراكي به نام خرمدينان پديد آمد.[۳۱]

خرمدينان جمعي از مردم ايران بودند كه بر اثر فشار اعراب و سختي‌هاي زندگي در صدد ترويج آيين مزدك برآمدند و تشكيلات وسيعي را در ايران به وجود آوردند. الگو:صفري، ۱۳۵۰: ۱/ ۳۲ بابك خرمدين در حدود سال ۲۰۱ هجري قمري، به پيشوايي خرمدينان رسيد و در اردبيل و حوالي آن مدّت ۲۲ سال مبارزه او با دولت عبّاسي طول كشيد.[۳۲]

پيرامون علّت نام گذاري اين نهضت به خرمّدينان، برخي از دانشمندان معتقدند كه چون بابك از روستايي به نام خرّم در نزديكي اردبيل برخاسته بود، از اين جهت طرفداران وي به خرّميان و يا خرّمدينان معروف گشته‌اند و خواجه نظام الملك مي‌گويد كه خرّمدين از خوردين گرفته شده و بدان جهت اين طايفه به خرّمدين شهرت يافته‌اند.[۳۳]
اردبيل در دورهٔ سلجوقيان

در اواخر عهد سلجوقيان كه مصادف با قدرت يافتن دولت گرجستان بود، اردبيل از حملات گرجيان آسيب بسيار ديد و در ۶۰۵ ه. ق، /۱۲۰۹م. غارت شد و گفته‌اند كه دوازده هزار تن از مردم آن كشته شدند.[۳۴] حملهٔ گرجيان از حوادث ناگوار اين عهداست. گرجيان در اين دوران، كه مدّت آن در كتاب‌ها متجاوز از يك قرن نوشته شده، بلاي بزرگي براي مسلمانان آذربايجان به ويژه اردبيل بودند و از قتل و آزار آنان خودداري ننمودند. شهرها و روستاها را ويران كردند، مردم بي گناه بسياري را كشتند. حتّي در اردبيل به انتقام سوخته شدگان نخجوان، جمعي را در آتش انداخته و سوزانيدند و از هيچ گونه رفتار ناشايست روي برنتافتند.[۳۵]

    نقشه ايران در ۱۸۱۴ ميلادي.موقعيت جغرافيايي اردبيل

    جمعه مسجد اردبيل-۱۳۰۰ ه.ق يادگاري از دورهٔ سلجوقيان

اردبيل در دورهٔ ايلخانان

اردبيل اندكي بعد از هجوم گرجيان، به دست مغولان فتح و غارت شد. چنگيز در سال ۶۱۶ هجري قمري، به ايران حمله كرد و چون علاءالدين محمد خوارزمشاه شكست خورد و فراري شد، ولايات ايران يكي پس از ديگري در مقابل اين سيل خروشان تاب مقاومت نياورده، سقوط كردند. پس از حملهٔ چنگيز خان به ماوراءالنهر و خراسان، يمه و سبستاي، دو تن از سرداران مغول به دنبال سلطان محمّد خوارزمشاه و تعقيب كسان او، شهرهاي ايران را به باد غارت و ويراني دادند. لشكريان مغول بين سال‌هاي ۶۱۷ و ۶۱۸ هجري قمري، به آذربايجان رسيدند. مردم تبريز انقياد كردند و نجات يافتند. امّا مردم اردبيل مقاومت كردند و دوبار سپاه مغول را عقب راندند، ولي سرانجام مدافعين شهر ضعيف‌تر گرديده و در نتيجه، شهر اردبيل به دست مغول افتاد و با خاك يكسان گرديد و از سكنهٔ پرشمار آن، جز آن‌هايي كه قبلاً فرار كرده بودند، كسي زنده نماند؛ ولي به زودي اردبيل پس از اين واقعه، باز رونق خود را از سرگرفت. در اوايل قرن هشتم هجري قمري، كه حمدالله مستوفي از اردبيل ديدن كرده، توابع آن را صد پارچه و حقوق ديوانش را پانصد هزار دينار نوشته‌است.[۳۶] در عهد ايلخانان مغول، تبريز ترقّي بسيار كرد و به جاي اردبيل، مركز آذربايجان شد، اما با ظهور شيخ صفي‌الدين اردبيلي سردودمان خاندان صفوي، اردبيل دارالارشاد شد و در زمان شاهان صفوي اهميّتي نوين يافت.[۳۷]
اردبيل در دوره صفويان

شاه اسماعيل يكم صفوي قيام مؤثر خود را بر ضد اميران آق قويونلو به سال ۹۰۷ از هجري قمري، اردبيل آغاز كرد ولي پايتخت خود را به تبريز انتقال داد. با وجود اين، اردبيل به سبب آن كه مدفن شيخ صفي الدّين بود، پايتخت معنوي شاهان صفوي به شمار مي‌رفت و از تقدس و احترام خاصّي بهره‌مند بود.[۳۴] شاهان صفوي هرگاه كه فرصتي به دست مي‌آوردند، براي زيارت قبر جدّ خود به آن جا مي‌رفتند. شاه عباس بزرگ از نيم فرسنگي شهر، چكمه و پاپوش از پا درمي‌آورد و با پاي برهنه، پياده به زيارت آرامگاه جدّش مي‌شتافت.[۳۸]

    شاه اسماعيل صفوي توسط نقاش ونيزي

    آرم پادشاهان صفوي-موزه صفويه شناسي اردبيل

    نقشه پادشاهي صفويه

    موقعيت اردبيل در دوره صفويه

شهر اردبيل در عهد صفويّه به حدّ اعلاي ترقّي خود رسيد. مردم اردبيل تا قرن هشتم هجري قمري، شافعي مذهب بودند. امّا در قرن نهم هجري قمري، در زمان خواجه علي سياهپوش نهضت تشيع در اردبيل بروز كرد و در اواسط اين قرن بود كه مريدان شيخ صفي به عنوان جهاد مذهبي به كشورهاي مجاور، داغستان و چركسان و گرجستان حمله مي‌بردند. سرانجام همين نهضت تشيّع موجب تشكيل دولت جديد صفوي گرديد. اردبيل در زمان سلطان جنيد، جدّ شاه اسماعيل اوّل در شمار شهرهاي محترم و مقدّس شيعيان مانند مكّه، نجف، مشهد و كربلا درآمد.[۳۴] در دورة صفوي، اردبيل دارالامان و بست و پناهگاه مجرمان بود و شاه عبّاس در شعبان ۱۰۱۴ هجري قمري، فرماني صادر كرد كه اردبيل كه به وسيله امير تيمور گوركان دارالامان اعلام شده بود، همچنان دارالامان باقي بماند. نام اردبيل در جنگ‌هاي ايران و عثماني مكرّر آمده‌است. شاه تهماسب دوم پس از فتح تبريز به دست تركان عثماني، از آنجا به اردبيل و سرانجام به قزوين و تهران گريخت. آذربايجان موقّتاً زير فرمان تركان عثماني قرار گرفت ولي نادر شاه، عثمانيان را در سال ۱۱۴۲ هجري قمري، بيرون راند و چند سال بعد در مغان تاج گذاري كرد و تشريفات اين تاج گذاري در اردبيل به عمل آمد. بعد از انقراض صفويّه، اردبيل اهميّت و اعتبار اوّليّة خود را از دست داد و در اين امر، خواست نادر شاه اثر مستقيم داشت، زيرا كه او از صوفيان و شيخاوندان صفوي اردبيل بيم داشت و از هر اقدامي كه موجب تضعيف آن‌ها مي‌شد، خودداري نمي‌نمود و براي از بين بردن علاقه‌مندان مؤثّر خاندان شيخ صفوي همواره تلاش مي‌نمود.

در جنگ‌هاي ايران و روس، اردبيل به صورت آمادگاهي براي تهيّه نيازمندي‌هاي سپاه اردبيل و ايران درآمد و نارين قلعه معروف، كه در زمان خود از قلاع مهمّ و معتبر ايران بود، به وسيله افسران فرانسوي همراه ژنرال گاردان مرمّت يافت و در پايان جنگ‌هاي مذكور نيز اين قلعه پناهگاهي براي قشون ايران گرديد. در اين دوره، اردبيل مستقيماً در جبهة جنگ قرار نگرفت ولي در جنگ‌هاي ۴–۱۲۴۲ هجري قمري، ژنرال ايوان پاسكويچ سردار روسي اردبيل را تسخير و موقتاً اشغال كرد و قسمت عمده كتابخانه معروف آرامگاه شيخ صفي‌الدين اردبيلي به سن پطرزبورگ حمل شد و در موزه ارميتاژ جاي گرفت. در زمان ناصرالدين شاه قاجار، در بقعه تعميراتي شد و بقيّه كتابخانه آن را به تهران حمل كردند. شهر اردبيل در دوره قاجاريه رونق و شكوه دوره صفويّه را نداشت و حوادث پس از انقراض صفويّه، آسيب فراوان به اين شهر وارد كرد. امّا بعد از صفويّه نيز مردم ايران مخصوصاً شيعيان به اردبيل اهميّت بسيار مي‌دادند و تا اواخر قاجاريّه به زيارت اين مقبره مي‌رفتند.[۳۵]
اردبيل در دوران قاجار

اردبيل در اين زمان، مخزن كالاهايي بوده كه از تفليس، دربند و باكو به تهران و اصفهان حمل مي‌شد و بازارهاي پررونقي داشت. استحكامات شهر متوسّط و شهر از نظر وجود ساختمان‌هاي خوب در مضيقه بود؛ تجارت اين شهر نيز به سبب بندر آستارا، كه در ۷۲ كيلومتري آن است، مهمّ بوده و شهر كاروان سراهاي معتبر داشته‌است و بهترين صادرات آن خشكبار، قالي و پشم بوده‌است. در عهد فتحعلي شاه، بين ايران و روسيه تزاري دو بار جنگ اتّفاق افتاد و چنان‌كه از تواريخ بر مي‌آيد، اين دوره يكي از ادوار مصيبت بار ايران بود و در جنگ‌هاي ممتدي كه بين اين دو كشور روي داد، جمع كثيري از مردم ايران و سكنه اردبيل به خاك سياه نشست و قسمت اعظمي از خاك ايران يعني قفقاز و ارمنستان با هفده شهر مهمّ و معروف آن‌ها به تصرّف روس‌ها درآمد.

وقتي كه عباس ميرزا از قشون روس شكست خورد، براي جمع‌آوري نيرو به تبريز آمد و به اين خيال كه زمستان مانع حمله روس‌ها خواهد شد، به تهيه نفرات و فراهم كردن سلاح براي جنگ‌هاي بهاره پرداخت، ليكن ژنرال مدداف فرمانده روسي قره باغ از موقعيّت استفاده كرده، از رود ارس گذشت و راه تبريز پيش گرفت. عبّاس ميرزا دستور داد كه براي تأمين غذاي شش‌ماهه اهالي تبريز اقدام كنند؛ زيرا قصد داشت از اين شهر دفاع نمايد. فرمانده روسي چون از اين امر آگاه شد، به جاي آن كه نيروي خود را در محاصره تبريز صرف كند، از راه مشگين شهر عازم تسخير اردبيل گرديد. قلعه اردبيل در اين زمان فاقد نيروي كافي بود، زيرا آن‌ها را براي دفاع از حدود ارس اعزام داشته بودند. حاكم اردبيل، كه اسكندر خان قاجار بود، متوجّه اين نقص گرديده بود و به دفعات ضعف نيروي دفاعي شهر را به نايب السّلطنه اعلام كرده و حتّي خود براي عرض گزارش به تبريز رفته بود.

عباس ميرزا به محض آن كه از تصميم فرمانده روسي اطّلاع يافت، فرزند خود جهانگير ميرزا را به اردبيل اعزام داشت و فوج شقاقي را به فرماندهي سليمان خان گيلك در اختيار وي گذاشت تا به حفظ و حراست قلعه بپردازند. جهانگير ميرزا با عجله خود را به سراب و از آن جا با سه چهار دسته سرباز به اردبيل رسانيد. اين اوضاع مقارن با زماني شد كه فرمانده روسي به قره‌سو، در دو فرسخي اردبيل رسيد، و چون از ورود نيروي امدادي براي دفاع از اين شهر آگاه شد، به طرف مغان، كه محل قشلاق احشام و ايلات عشاير بود، متوجّه گرديد و آن‌ها را چاپيده با خود برد.

در سال ۱۲۴۶ هجري قمري، عبّاس ميرزا نايب السّلطنه، كه در عين حال والي آذربايجان بود، حكومت اردبيل را به دو فرزند خود داده و از اين دوران است كه نارين قلعه اردبيل به علّت استحكام آن، تبعيدگاه مخالفان حكومت گرديد

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۲۰:۱۵ | آژانس هواپيمايي
،

بجنورد

جغرافياي طبيعي

شهر بجنورد مركز استان خراسان شمالي با ۳۶ كيلومتر مربع مساحت، در شمال شرق ايران در طول جغرافيايي ۵۷ درجه و ۲۰ دقيقه و عرض جغرافيايي ۳۷ درجه و ۲۸ دقيقه در جنوب رشته‌كوه كپه‌داغ و شرق رشته‌كوه آلاداغ و شمال رشته‌كوه البرز واقع شده است.[۱۳] ارتفاع بجنورد از سطح دريا ۱۰۷۰ متر و فاصله آن تا تهران ۸۲۱ كيلومتر مي‌باشد.
سراسرنمايي از پارك آفرينش
اقليم

آب و هواي بجنورد بطور كلي معتدل كوهستاني مي‌باشد از اين‌رو تابستان‌هاي بجنورد آب و هواي نسبتاً ملايم و زمستان‌هايش سردزمستاني مي‌باشد.[۱۴][۱۵]
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هواي بجنوردNuvola apps kweather.svg
    ژانويه     فوريه     مارس     آوريل     مـــــه     ژوئـن     ژوئيـه     اوت     سپتامبر     اكتبـر     نوامبر     دسامبر     سـال
گرم‌ترين
C°     ۶٫۳     ۷٫۶     ۱۲٫۵     ۱۹٫۹     ۲۴٫۳     ۲۹٫۶     ۳۲٫۴     ۳۱٫۸     ۲۸٫۲     ۲۱٫۲     ۱۴٫۳     ۸٫۷     ۱۹٫۷۳


سردترين
C°     −۳٫۴     ۲٫۸     ۱٫۱     ۶٫۷     ۱۰٫۷     ۱۵٫۱     ۱۷٫۸     ۱۶٫۶     ۱۲٫۵     ۶٫۷     ۲٫۴     −۱٫۳     ۷٫۳۱
بارش
mm     ۲۷٫۶     ۳۰٫۷     ۴۲٫۴     ۳۸٫۵     ۳۴٫۶     ۸٫۷     ۱۰٫۱     ۶٫۰     ۸٫۴     ۱۴٫۱     ۲۶٫۳     ۲۵٫۰     ۲۷۲٫۴


منبع: سايت ورلد ويدر[۱۶] مي ۲۰۱۳
مردم
عبدالحسين تيمورتاش نخستين وزير دربار رضا شاه پهلوي و از اهالي بجنورد

مردمان فارس، كرمانج، ترك، تركمن و تات ساكنان بجنورد را تشكيل مي‌دهند.[۴] اما اكثريت مردمان اين شهر را كردهاي كرمانج تشكيل مي‌دهند و زبان آنها كردي كرمانجي (باديناني) است.[۱۷][۱۸] فارس‌هاي بومي (تات‌ها) مردمان بومي بجنورد و خراسان شمالي هستند.[۱۹] آن‌ها در بافت مياني شهر بجنورد و محلات جنوب شهر بجنورد (خيابان شهيد چمران، ۱۷ شهريور و به‌ويژه بولوار مدرس و برخي كوچه‌هاي خيابان شهيد بهشتي) حضور پررنگي دارند.[۱۹] گويش تاتي زبان فارسي در خراسان شمالي امروزه تأثير بسياري از فارسي معيار گرفته و در حال فراموشي است و جاي خود را به فارسي معيار مي‌دهد؛[۱۹]
جمعيت

بر پايه سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال ۱۳۹۰ جمعيت اين شهر ۱۹۹٬۷۹۱ نفر (در ۵۶٬۷۶۱ خانوار) بوده است.[۲۰]
جمعيت تاريخي
سال     جمعيت      %±
۱۳۴۵     ۳۱٬۲۴۸     —
۱۳۵۵     ۴۷٬۷۱۹     ۵۲٫۷ ٪
۱۳۶۵     ۹۳٬۳۹۲     ۹۵٫۷ ٪
۱۳۷۰     ۱۱۲٬۴۲۶     ۲۰٫۴ ٪
۱۳۷۵     ۱۳۴٬۸۳۵     ۱۹٫۹ ٪
۱۳۸۵     ۱۷۲٬۷۷۲     ۲۸٫۱ ٪
۱۳۹۰     ۱۹۹٬۷۹۱     ۱۵٫۶ ٪
مشاهير بجنورد

برخي از مشاهير برجسته بجنورد عبارتند از:

    يارمحمدخان سهام‌الدوله
    عبدالحسين تيمورتاش
    ايران تيمورتاش
    محمدحسن نظافتي
    آيت الله سيدباقر عسكري
    ميرزا حسن موسوي بجنوردي
    اردوان روزبه
    نيما جاويدي
    غلامحسين زرگري‌نژاد
    دولت‌محمد آزادي
    علي آبچوري
    حسين ببي
    محمدعلي قوچاني
    منوچهر اوليايي
    يحيي علوي فرد
    اسماعيل گرامي مقدم
    مصطفي تبريزي
    احسان پهلوان
    شهره سلطاني
    حكمت اله شيردل

جاي‌هاي ديدني
عمارت مفخم
نوشتار اصلي: عمارت سردار مفخم
عمارت سردار مفخم

عمارت مفخم يكي از بناهاي تاريخي دوره قاجار در بجنورد است كه در اوايل دههٔ ۱۳۰۰ هجري‌قمري به دستور يارمحمدخان شادلو، به عنوان محل سكونت وي و خانوادهاش ساخته شده است. اين عمارت ۳۴ اتاق با دو تالار بزرگ دارد. نماي اصلي ساختمان در سمت جنوب است كه سراسر آن به با انواع كاشيكاري معرق، معقلي، هفت رنگ و با طرحها و نقوش انساني، حيواني، اسليمي، ختايي و هندسي زينت يافته است. مصالح بكار رفته در بنا آجر با ملات گچ است و هر طبقه ساختمان داراي دو ايوان شمالي و جنوبي مي‌باشد، سرتاسر بنا با كاشي‌هاي خشتي و هفت رنگ زيبا در اندازه و شكل‌هاي مختلف به رنگهاي فيروزه‌اي، زرد، صورتي، بنفش، سفيد، سبز، سرخ و سياه كاشي كاري شده و هر ستون با طرح و نقش خاص خود زينت داده شده است. نماي بيروني ساختمان تصاويري از دو فرشته بالدار، چهره‌هاي انساني، نقاشي از گل و گياه و پرنده، طبيعت و طرحهاي هندسي سده ۱۳ را به تماشا مي‌گذارد. اين بناي تاريخي با شماره ۹۵۲ در فهرست آثار تاريخي به ثبت رسيده است. بناي عمارت مفخم پس از مرمت و احيا به موزه بزرگ باستان‌شناسي و مردم شناسي استان تبديل شده است.[۲۱]
عمارت آينه‌خانه مفخم
عمارت تاريخي و آيينه‌خانه سردار مفخم بجنورد
نوشتار اصلي: عمارت آينه‌خانه مفخم

بناي آيينه‌خانه يكي از آثار تاريخي مربوطه دوره قاجار بجنورد است. در دوره قاجار بناي آيينه‌خانه همراه با بناهاي ديگري از جمله عمارت مفخم، كلاه‌فرنگي، حوضخانه و سردر، در باغ بزرگي قرار داشته و مجموعه دارالحكومه‌ي مفخم را تشكيل مي‌داده است. اين بنا در انتهاي خيابان شريعتي شمالي در شهر بجنورد قرار دارد و ۴ مناره در طرفين ورودي اصلي قرار دارد كه روي ۲ مناره كلمه محمد ۱۲ بار به شيوه كاشيكاري معقلي نوشته شده است همچنين در طبقه دوم، اتاق آيينه كاري شده‌اي وجود دارد كه بنا، نام خود را از آن گرفته است.[۲۲] اين بنا در دهه ۱۳۰۰ هجري، همزمان با دوره حكومت ناصرالدين شاه به دستور يارمحمد خان شادلو، معروف به سردار مفخم ساخته شده و به عنوان فضاي اداري و ديواني، براي انجام ديدارهاي رسمي سردار مفخم با رجال سياسي عهد قاجار و نيز انجام مراسم تشريفات نظامي و رايزني در باب مسائل سياسي و اجتماعي با سران ايل شادلو و ديگر رجال سياسي دوره قاجار مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. گفته مي‌شود طراحي نقشه ساختماني آيينه‌خانه به دست ميرزا مهدي خانشقاقي (ممتحن‌الدوله) اولين مهندس معمار ايراني كه از دانشكده معماري پاريس فارغ‌التحصيل شده بود، انجام شده است.[۲۱] ساختمان آيينه‌خانه همزمان با عصر ناصري در داخل باغ بزرگي به نام دلگشا ساخته شد. پلان اين بنا مستطيل شكل بوده و در دو طبقه[۲۳] به ابعاد تقريبي ۱۱×۱۸ متر و به ارتفاع حدود ۱۰ متر ساخته شده كه در مجموع ۹ اتاق دارد. يكي از اتاقهاي طبقه فوقاني تالاري است به ابعاد ۸×۳ متر كه تمام ديوارها و سقف آن با طرحهاي زيبايي آيينه كاري شده است. بناي آيينه خانه به شماره ۱۱۶۷ در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده و از سال ۱۳۷۹ تاكنون به عنوان موزهٔ اسناد و نسخ‌خطي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.[۲۱]
گردشگاه بش‌قارداش
استخر اصلي و دروازه دوران قاجاريه بش‌قارداش
نوشتار اصلي: بش‌قارداش

بش‌قارداش (پنج برادر) در ۷ كيلومتري جنوب بجنورد و در شرق جادهٔ بجنورد به اسفراين، در فاصلهٔ تقريبي يك كيلومتري جاده واقع شده‌است. پيش از اسلام در زمان اشكانيان و ساسانيان در اين محل عبادتگاه پيشوايان كنتيس زرتشتي قرار داشته‌است. به سبب اقامت چهار فصل مغ (بزرگان ديني زرتشتي) به چهارمغان شهرت يافته‌است.
گردشگاه باباامان
نوشتار اصلي: گردشگاه باباامان

گردشگاه باباامان در كيلومتر ۱۰ جادهٔ بجنورد - مشهد، يكي از قديمي‌ترين پارك‌هاي گردشگري در ايران مي‌باشد. اين پارك داراي استخرهاي متعدد و پارك جنگلي داراي ۴۰۰٬۰۰۰ اصله درخت ازجمله چنارك، زالزالك، اقاقيا و زردآلو است، همچنين اين پارك داراي پوشش گياهي به وسعت ۲۵۰ هكتار مي‌باشد. پارك باباامان داراي پوشش گياهي و درختان قطور چنار ۴۰۰ ساله و چشمه‌هايي است كه در مركز و اطراف باباامان مي‌جوشند و بر زيبايي اين پارك مي‌افزايند همچنين شاخه‌اي از رودخانه اترك از كنار اين پارك مي‌گذرد كه وجود اين رودخانه امكان ماهيگيري را براي علاقه‌مندان فراهم كرده است.[۲۴] و چشمه اين مجموعه تفريحي كه از نوع آبهاي معدني محسوب مي‌شود ۳۰۰ الي ۴۰۰ ليتر در ثانيه آبدهي دارد. اين چشمه از چهار نقطه درون تپه‌اي مي‌جوشد و به درون استخرهايي مي‌ريزد كه با اختلاف سطح ساخته شده‌است.[۲۵]
حسينيه جاجرمي
نوشتار اصلي: حسينيه جاجرمي
حسينيه جاجرمي

حسينيه جاجرمي در مركز شهر بجنورد و در محدوده بافت تاريخي شهر، در كوچه جاجرمي‌ها واقع شده است. اين بنا از يادمان‌هاي اواخر دورهٔ قاجار در شهر بجنورد است كه به استناد كتيبه موجود در سال ۱۳۲۵ هجري قمري به دست غلامرضا بنا يزدي ساخته شده است.
حسينه جاجرمي يك نمونه معماري سنتي از نوع حياط مركزي است كه نوعي معماري درونگرا قلمداد مي‌شود و در آن تمام درب و پنجره‌ها و نورگيرهاي رو به حياط باز مي‌شوند. اين نوع معماري اغلب در مناطق خشك و كويري مورد توجه بوده و در منطقه بجنورد چندان معمول نيست.
طرح كلي پلان بنا مربع شكل است و در ضلع شرقي و غربي از دو طبقه تشكيل شده كه در مجموع حدود ۶۰۰ متر مربع مساحت دارد. ورودي حسينيه از طريق يك هشتي به حياط مركزي متصل شده كه با دو رشته پلكان در گوشه‌هاي شمال شرقي جنوب غربي به مهتابي‌هاي طبقه فوقاني راه مي‌يابد. سقف هشتي بنا در قسمت ورودي و تمام حجره‌هاي طبقه پايين با قوس كليل پوشش يافته و طبقه بالا به صورت تيرپوش است. بخش‌هاي مختلف بنا با آرايه‌هاي معماري از قبيل آجركاري، گچبري، مقرنس‌كاري و كتيبه‌هايي تزئين شده است. قسمت بالايي ديوار ايوان شرقي يك افريز تزييني با كتيبه به خط نستعليق دارد كه در آن گزيده‌اي از تركيب بند مشهور محتشم كاشاني در مرثيه شهداي كربلا (باز اين چه شورش است) گچبري شده است.
امامزاده سيدعباس فرزند موسي بن جعفر

امامزاده سيدعباس فرزند موسي بن جعفر در شهر بجنورد، يكي از مشهورترين و پر زائرترين امامزاده‌هاي اين خطه است. وي در دوران خلافت بني عباس از مدينه وارد خراسان شد و در اواخر قرن دوم هجري درگذشت.
بناي اين امامزاده كه در روزگار قديم بر فراز تپه‌اي باستاني درمجاورت شهر بجنورد ساخته شده با گنبدي فيروزه‌اي آن كه به آياتي از قرآن مزين شده است. اين بقعه كه نسبت به شهر، بر بلندا قرار گرفته است.
امامزاده اسماعيل

فرزند موسي بن كاظم در ۱۰ كيلومتري شمال شرقي بجنورد در مجاورت گردشگاه ييلاقي «باباامان» بجنورد واقع شده است. اين مقبره كه در مجاورت جاده اصلي مشهد به استان‌هاي شمالي و درمسير اصلي زائران و گردشگران واقع شده است.
منابع

بجنورد - دايره‌العارف بزرگ اسلامي
http://portal2.moi.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=8f931308-c67e-4cf4-a5e7-3c1bbb1a6f32
«نتايج سرشماري سال ۱۳۹۰». مديريت جهادكشاورزي شهرستان بجنورد، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲. بازبيني‌شده در ۱ آذر ۱۳۹۵.
«پيشينهٔ تاريخي بجنورد». پورتال اطلاع‌رساني شهرداري بجنورد. بازبيني‌شده در ۲۱ آوريل ۲۰۱۱.
«مردم‌شناسي خراسان شمالي». وب‌گاه صدا و سيماي مركز خراسان شمالي. بازبيني‌شده در ۱۷ مارس ۲۰۱۰.
شركت سهامي آب منطقه‌اي خراسان شمالي
http://tct.ir/?siteid=1&pageid=393&siteid=1
خبرگزاري ميراث فرهنگي - «بجنورد»، شهر عرفاً و امام‌زادگان
فرهنگ فارسي معين
فرهنگ معين، جلد ششم، صفحهٔ ۲۴۳
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، تاريخ منتظم ناصري، به كوشش محمداسماعيل رضواني، تهران، ۱۳۶۷ خ.
آشنايي با شهرستان بجنورد
توضيحات استان خراسان شمالي
معرفي شهرستان بجنورد - صدا و سيماي خراسان شمالي
شركت گاز خراسان شمالي
«آب و هواي بجنورد» ‎(انگليسي)‎. وب‌گاه ورلد ويدر. بازبيني‌شده در مي ۲۰۱۳.
A. Manafy. The Kurdish Political Struggles in Iran, Iraq, and Turkey: A Critical Analysis (illustrated ed.). University Press of America, 2005. p. 6. ISBN 0-7618-3003-0, 9780761830030 (help).
فرهنگستان زبان كردي
روزنامه خراسان، زبان و فرهنگ تاتي در آستانه فراموشي، دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸، شمارهٔ ۲۸۱.
«نتايج سرشماري ۱۳۹۰» (اكسل). درگاه ملي آمار. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۲۱ آبان ۱۳۹۲.
اداره كل ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع‌دستي خراسان شمالي- معرفي استان و شهرستان‌ها
«آينه خانه مفخم، ايرانگردي تيشينه».
شركت توزيع نيروي برق استان خراسان شمالي - آثار تاريخي استان
«پارك باباامان، ايرانگردي تيشينه».
پارك باباامان بجنورد - وبگاه آفتاب

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۹:۴۷ | آژانس هواپيمايي
،

خوزستان

پيشينه تاريخي
مجسمه مرد شمي كه در روستاي شمي ايذه يافت شد.

از آثار به دست آمده ايذه از جمله نگاره‌ها و نقش برجسته‌هاي عيلامي (اولين حجاري‌هاي ايران باستان قبل از هخامنشيان)، مي‌توان نتيجه گرفت كه آنجا مركز مهمي در زمان عيلامي‌ها بوده‌است. اين آثار به دو دسته آثار عيلام قديم و نو تقسيم مي‌شود كه به شرح زير مي‌باشند: دوره عيلام قديم: اين دوره به سلسله سيمشكي متعلق است كه چندين بار توسط حاكم اور نابود گشت.[۵] آثار باقي‌مانده از اين دوره به شرح ذيل است: الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جايگاهي باستاني در حومه ايذه‌است كه در آن آثار باستاني از جمله نقش برجسته‌اي متعلق به دوره عيلام قديم (قرن ۲۰ ق. م) واقع شده‌است. اين نقش برجسته به احتمال زياد نمايانگر صحنه بارعام يك پادشاه يا ابراز بندگي در مقابل يك خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: اين جايگاه به خونگ نوروزي نيز معروف است و در نزديكي درياچه ميانگران (۱۲ كيلومتري شمال ايذه) واقع شده‌است كه نقش برجسته‌هاي آن مانند شاهسوار حجاري شده‌است. دوره عيلام نو: ايذه در دوره عيلام نو «آياپير» ناميده مي‌شده‌است و پادشاهان آن به صورت مستقل زير نظر سوخالماهو وزير اعظم عيلام حكومت مي‌نمودند. حكومت عيلام در اين دوران به صورت اتحاديه‌اي بود و متشكل از تعدادي حكومت‌هاي محلي مستقل اداره مي‌شد.[۶]

آثار اين دوره عبارتند از: كول فره (كول فرح): كول فره برسي دره مانند در كوه‌هاي اطراف دشت، واقع در ۷ كيلومتري شمال شرقي ايذه‌است كه در عصر عيلام نو به عنوان نيايشگاهي باز مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌است. در اين شكاف ۶ نقش برجسته به همراه نوشتارهاي عيلامي (ميخي) اطلاعات تاريخي ارزشمندي را در اختيار مي‌گذارند. بيشتر اين نقش برجسته‌ها مراسم مذهبي يا ميهماني‌هاي هاني شاه، پسر تاهي هي (تاخي هي) حاكم دست نشانده آياپير از طرف شوتروك ناهونته را يادآور مي‌نمايند. از نكات جالب توجه اين نقش برجسته‌ها مي‌توان به آداب و رسوم امور مذهبي عيلام اشاره نمود كه در آن كاهنان در حال قرباني كردن حيوانات و نوازندگان در حال نواختن موسيقي و مردم يا بزرگان داراي حالتي خاص (شايد حالت خلسه) در نيايش و حمل خدايان مي‌باشند.[۷]

روستاي كهباد يك (شهيد مرادي‌ها): نقش برجسته شهسوار يكي از سنگ نوشته‌هاي مربوط به دوره عيلامي مي‌باشد كه در انتهاي جاده منتهي به اين روستا در دل كوه نقش بسته است. قبرستان شهسوار، از گورستانهاي باستاني پوشيده از شيرهاي سنگي منطقه بختياري، در اين روستا واقع است.

اشكفت سلمان: تنگه‌اي در كوه الهك واقع در شمال غربي ايذه‌است. در اين تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد كه تمامي آنها به هاني تعلق دارند كه بيشتر به خانواده سلطنتي و خدايان اشاره نموده‌است. در اين جايگاه باستاني روزگاري نيايشگاه «تاريشا» وجود داشته‌است.

براساس برخي روايات تاريخي، اسكندر پس از ورود به ايران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفستيون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد كه يالهاي اسب و قاطرها را بچينند و كنگره‌هاي برج و باروها را برافكنند. سپس غيب وي وي از طرف ژوپي تر، هفستيون را نيم خدايي ناميد و براي آمرزش وي قرباني طلب كرد. بالاخره اسكندر براي اينكه در جنگ تسلي بيابد، به مملكت كوسي‌ها رفته و پس از مطيع كردن آنها شكار انسان ترتيب داد و امر نمود تفاوتي بين مرد و زن، بزرگ و كوچك نگذاشته و همه را بكشند و اين قصابي وحشت‌انگيز را قرباني دفن هفستيون ناميد. اين حادثه در كوه‌هاي بختياري در ايذه اتفاق افتاد.[۸]

از اين دوران و سپس از دوران پارتي چندين مجسمه و چند نقش برجسته و… باقي‌مانده‌است. از اين زمان به بعد، ايذه مستقل اداره و به نام اليمائيد خوانده مي‌شد. آثار اين دوره عبارتند از: خونگ يارعلي وند: در اين جايگاه باستاني كه در ۳ كيلومتري خونگ اژدر واقع شده‌است، نقش برجسته‌اي شامل دو فرد اليمايي در يك مراسم آييني وجود دارد. خونگ كمال وند: اين جايگاه باستاني در ۴ كيلومتري شمال خونگ يار علي وند واقع شده و داراي نقش برجسته‌اي به همراه كتيبه‌اي اليمايي است. خونگ اژدر:[۹] (۱۴۲ ق. م) درست پشت تخته سنگي كه نقش برجسته عيلام قديم قرار داشت، نقش برجسته‌اي متعلق به زمان پارتي‌ها قرار دارد كه مهرداد دوم شاه اشكاني را به همراه افراد بلندپايه اليمايي نشان مي‌دهد. قلعه كژدمك: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه‌اي از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهاي هلالي و سنگي واقع شده كه در اين ناحيه به «قلعه كژدمك» معروف است. اين قلعه احتمالاً در زمان اردشير ساساني متروك شده‌است. ايذه در دوره ساساني نيز از شهرهاي آباد و پرجمعيت به شمار مي‌رفت و آتشكده آن تا زمان هارون الرشيد برقرار بوده‌است.[۱۰] از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ايذه عربي شد و آن را ايذج خواندند. اولين رويارويي اين مردم استقلال طلب تاريخ ايران با مسلمانان در سال ۱۷ هـ. ق (۶۳۸ م) رخ داد. در اين واقعه نعمان بن مقرن مزني، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ايذه رفت و با شيرويه حكمران آنجا صلح نمود و شهر تسليم شد.[۱۱] در سال ۲۲ هـ. ق اولين درآمد حاصل از خراج ايذه و رامهرمز به حكومت بصره تخصيص يافت. در سال ۲۹ هـ. ق مردم ايذه در برابر ابوموسي اشعري حاكم بصره سر به شورش برداشتند، ولي كاري از پيش نبردند.[۱۲] شهر ايذه در زمان خلفاي عباسي، كرسي ولايت بود و «ايذج الاهواز» خوانده مي‌شد، تا با محلي ديگر به همين نام در نزديكي سمرقند اشتباه نشود.[۱۳] اين شهر در سده ۶ هـ. ق، در دوران مغول، مركز حكومت اتابكان لرستان يا امراي فضلويه بود كه از ۵۵۰ هـ. ق توسط ابوطاهر در سرزمين لر بزرگ و بخشي از خوزستان حكومت مي‌كردند[۱۴] و براي نخستين بار آنان بودند كه ايذه را مالمير يا مال امير (ملك امير) ناميدند.[۱۵] نخستين بار ابن بطوطه در نيمه نخست سده ۸ هـ. ق آن را به صورت مال امير در سفرنامه خود آورده‌است:

    «از تستر (شوشتر) حركت كرديم. سه روز از كوه‌هاي بلند راه مي‌رفتيم تا به شهر ايذه رسيديم، ايذه را مال الامير نيز مي‌نامند.[۱۶]»

آثار دوره اتابكان لر بنايي از لاشه سنگ است كه در اشكفت سلمان پس از حفاري نمايان شد. پس از برافتادن حكومت اتابكان در ۸۵۷ هـ. ق ايذه رو به خرابي گذارد و ساكنان آن به كوچروي روي آوردند.[۱۷] همچنين آثار دوره ايلخاني و مغول از جايگاه باستاني به نام تاق طويله به صورت بنايي سنگي - گچي با آثار گچبري و كاشي كاري در شهر كنوني ايذه به دست آمده‌است. از دوره صفويه گورستاني با شيرهاي سنگي در شاهسوار وجود دارد كه البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده مي‌كردند.
آثار باستاني

ياشوسن به گفته بعضي مورخان همان محل قصر شوسن مذكور در تورات است كه در ايذج بوده. لايارد، عالم انگليسي مدتي از عمر خود را در ايذه گذرانيد. ۱۴ مورد آثار باستاني مربوط به سلسله‌هاي ماقبل ميلاد در آن وجود دارد از جمله ايلاميها. از ديگر آثار معروف باستاني اين شهرستان مي‌توان اشكفت سلمان و كول فرح و خنگ اژدر يا روستاي شمي و… نام برد لازم است ذكر شود كه مجسمه اياپير از روستاي شمي كشف شده‌است. پل ايذج يكي ديگر از آثار باستاني ايذه مي‌باشد، اين پل از شگفتي‌هاي قابل توجه تاريخي است، زيراجنس آن ازسنگ و ملات ساروج بوده و بر روي بستر رودخانه‌اي خشك و بسيار عميقي بنا شده‌است. همچنين در ايذج آتشكده‌اي قرار داشته‌است كه تا زمان هارون الرشيد فروزان بوده‌است. بردگوريهاي موجود در كوه‌هاي ايذه و بختياري نيز حكايت از دين اهالي آن پيش از اسلام و در ايران باستان زرتشتي دارد. شيرهاي سنگي بردشير نيز از آثار باستاني ايذه به شمار مي‌روند كه البته نمونه‌هاي بسياري در ديگر نقاط بختياري يافت مي‌شود. اما متأسفانه در اين شهر علي رغم آثار باستاني فراوان موزه‌اي وجود ندارد. موزه‌اي كه مي‌تواند معرف فرهنگ و پيشينه اين سرزمين با تمدن باشد.
اماكن جهانگردي
دشت زيباي سوسن ايذه در بهار
سد كارون ۳ در ايذه از بزرگترين سدهاي خاورميانه.

عليرغم آب وهواي مساعد، وجود پتانسيل‌هاي طبيعي و تاريخي گردشگري نظير:

    دشت سوسن با چشمه‌هاي فراوان
    منطقه تفريحي شيمن
    بردگوري (گوردخمه‌هاي)مربوط به ايران باستان
    منطقه توريستي تفريحي زراس (حاشيه سد كارون ۳)
    پل‌هاي دوقلوي كارون جايگزين پل قديم شالو
    آثار باستاني اشكفت سليمان (اشكفت سلمان)
    آثار باستاني كول فرح
    آثار باستاني خونگ اژدر
    تالاب ميانگران
    منطقه توريستي تفريحي حاشيه درياچه سد و نيروگاه كارون سه
    منطقه توريستي تفريحي گلزار
    منطقه توريستي تفريحي دشت مرغا
    منطقه توريستي تفريحي مال آقا
    منطقه زيارتي امامزاده عبدالله
    منطقهٔ تفريحي كوه سفيد
    سد كارون ۳
    امامزاده چهل تنان درشمال دهدز
    پارك جنگلي بلوط بلند
    كهباد يك

روستاي زيباي شيمن از توابع سوسن
صنايع دستي وقالي بختياري

بافت قالي وقاليچه‌هاي بختياري از ديرباز در ايذه، مانندسايرمناطق بختياري رونق داشته‌است. قالي بختياري نوعي قالي كهن ايراني است كه در آن از نقش‌هاي حيوانات همچون بز كوهي (كل، پازن)و كبك و… در كنار نقش گل و بوته بهره گرفته مي‌شود البته عمده شهرت قاليهاي بختياري به دليل بكارگيري اشكال هندسي و ذهني باف همراه بارنگ و پشم والياف طبيعي در آن است

از ديگر صنايع دستي ايذه مي‌توان گليم بافي، نمد مالي، گيوه دوزي، چوقابافي، شيرسنگي تراشي و… نام برد.
نگارخانه

    شيرهاي سنگي

    دشت زيباي سوسن در فصل بهار

    بردشير

    مجسمه دوران اشكاني موسوم به مرد شمي كه در روستاي شمي ايذه يافت شد

    مراتع و كوه‌هاي برف گير ايذه

    امامزاده سلطان ابراهيم (ع)

    شير سنگي روستاي شيمن

سنگ نگاره خونگ اژدر (خونگ نوروزي)
منابع
    ويكي‌سفر يك راهنماي سفر براي ايذه دارد.
    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ ايذه موجود است.

]

«نتايج سرشماري سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ريزي استانداري خراسان جنوبي (به نقل از مركز آمار ايران)، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲. بازبيني‌شده در ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲.
«بارش در شهر ايذه». سازمان هواشناسي.
صيفي نژاد، جواد. لرهاي ايران. آتيه، تهران: 1381
تاريخ ايذه و بختياري، دكتر منصور اماني
ژاله آموزگار و تاريخ ايران باستان، سمت، تهران، ۱۳۸۰ ص ۱۵۲.
آميه، همان، ص ۴۵.
رشيدبان، نيره زمان، نگاهي به تاريخ خوزستان، ص ۲۳۵.
ياقت حموي، معجم البلدان، ج، ۱ ص ۴۱۶.
سايكس، پرسي، تاريخ ايران، ج، ۱ ص ۶۶ / و افشار سيستاني، ايرج، عيلام و تمدن ديرينه آن، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۲ چاپ اول، ص ۲۹۷.
ابن اثير، الكامل، اخبار ايران، ص ۲۲۶.
بلاذري، فتوح البلدان، ترجمه آذرنوش، تهران، ۱۳۴۶ ص ۲۵۱.
مصاحب، غلامحسين، دايرة المعارف فارسي، ج، ۳ ص ۲۶۰۷.
افشار سيستاني، ايرج، خوزستان و تمدن ديرينه آن، ج، ۱ ص ۲۳۴.
افشار، همان، ج، ۲ ص ۸۴۷.
ابن بطوطه، سفرنامه، ج، ۱ ص ۲۰۵.
امام شوشتري، تاريخ جغرافيايي خوزستان، تهران، ۱۳۳۱ ج، ۱ ص ۲۱۰.

    مصاحب، همان، ج، ۱ ص ۳۲۵.

    سايت امار ايران
    (۱) فرهنگ جغرافيايي ايران، ج ۶.
    (۳) Diodorus Sisulus, Bibletheque Historique of Didore de Sicile.
    (۴) پيرنيا، حسن، تاريخ ايران باستان، دنياي كتاب، تهران، ۱۳۸۱ ص ۱۶۹۲.
    (۵) اقتداري، خوزستان و كهگيلويه و مسني، تهران، ۱۳۵۹ ص ۸۳۱.
    (۶) آميه، پير، تاريخ عيلام، ترجمه شيرين بياني، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ ص ۵۲.
    (۱۰) پلوتارك، كتاب اسكندر، بند ۹۴ / و پيرنيا، همان.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۹:۲۳ | آژانس هواپيمايي
،

اهواز

ميدان نفتي اهواز

ميدان نفتي اهواز چهارمين ميدان بزرگ نفتي ايران است، كه در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز كشف گرديد. در حال حاضر ظرفيت توليد ميدان اهواز بطور ميانگين معادل ٧۵٠ هزار بشكه در روز مي‌باشد.[۴۸] ميزان نفت درجاي اين ميدان معادل ٣٧ ميليارد بشكه است.[۴۹]

اولين چاه اكتشافي در ميدان نفتي اهواز، در مرداد ۱۲۹۱ تا عمق ۱۱۰۰ متري حفاري شد و در پي اقتصادي نبودن توليد از آن، عمليات اكتشاف متوقف شد.[۵۰] چاه شماره۲ اهواز نخستين چاهي بود، كه به سازند آسماري رسيد، اين چاه تا كلاهك گازي حفاري گرديد، اما بار ديگر عمليات حفاري در اين ميدان متوقف شد. بين سال‌هاي ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۶ سه حلقه چاه ديگر نيز در ميدان نفتي اهواز حفاري شد. مخزن آسماري ميدان نفتي اهواز در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز توسط شركت سهامي اكتشاف و استخراج نفت، كشف گرديد. يك سال بعد، در سال ۱۳۳۸ توليد از ميدان نفتي اهواز با ميزان ۳۵ هزار بشكه در روز آغاز شد.[۵۱]

توليد از مخزن بنگستان ميدان نفتي اهواز در سال ۱۳۵۰ آغاز گرديد. حجم ذخيره درجاي نفت خام مخزن بنگستان ميدان اهواز در حدود ۳۱ ميليارد بشكه برآورد مي‌شود. تاكنون بيش از ۴۶۰ حلقه چاه نفت در ميدان اهواز حفاري شده است. ميدان نفتي اهواز از ميادين تحت مديريت شركت ملي مناطق نفت‌خيز جنوب است، كه عمليات توليد از آن توسط شركت بهره‌برداري نفت و گاز كارون انجام مي‌گيرد.[۵۲] طول اين ميدان ۶۷ كيلومتر و عرض آن ۶ كيلومتر است، كه از شمال با ميدان نفتي رامين، از شرق با ميدان نفتي مارون، از جنوب با ميدان نفتي شادگان و ميدان نفتي منصوري و از غرب با ميدان نفتي آب تيمور و ميدان نفتي سوسنگرد مجاور است.
جنگ مردم اهواز و عثماني‌ها با انگلستان

در سال ۱۲۹۴ بين مردم عرب خوزستان و انگليس جنگي رخ داد[۵۳] كه اين جنگ در دو مرحله صورت گرفت مرحله اول جنگ مردم عرب خوزستان با اسلحه سرد بود كه منجر به شكست انگليس شد. در مرحله دوم انگليس با اسلحه گرم سنگين روبروي مردم عرب خوزستان قرار گرفت اما اسلحه مردم عرب تغيري نكرد وبا همان اسلحه‌هاي سرد با انگليس روبرو شدند كه منجر به كشته شدن صدها نفر از مردم عرب شد، مزار اين كشته شدگان در ۱۰ كيلومتري اهواز _ سوسنگرد (المنيور) قرار دارد.[۵۴] از معروفترين شخصيتهاي اين جنگ حاج سبهان و همچنين عاصي الشرهان كه از شيوخ بني طرف مي‌باشند. اين جنگ به جنگ جهاد مشهور است. در جريان جنگ جهاني اول علماي نجف من‌جمله «محمدكاظم طباطبايي يزدي» كه مرجع تقليد عالم تشيع بود به منظور جلوگيري از تهاجم انگليس به كشورهاي اسلامي و تجهيز قواي مسلمان فتواي جهاد عليه قواي مهاجم را صادر كردند.

پس از ابلاغ فتوا عشاير عرب خوزستان من‌جمله دشت آزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، حميديه، هويزه و روستاهاي اطراف به سوي اهواز به حركت درآمدند و پس از تقريباً ۵۰ كيلومتر پياده‌روي در دشتي بين اهواز و حميديه برابر قشون انگليس صف‌آرايي كردند. بسياري از طوايف دشت‌آزادگان در اين جنگ حضور داشتند.[۵۵] نيروهاي انگليس از چندين لشكر مجهز به توپخانه و سلاح سنگين تشكيل شده بودند و «ويلسون» يكي از قواي انگليسي با همكاري شخصي بنام «كوكي» به شعيبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در انجا متمركز شد. ويلسون، نخست نامه‌اي به عشاير منطقه دشت‌آزادگان نوشته، و اعلام كرد كه قشون انگليس هيچگونه دشمني با آنها ندارند لذا آنان نيز به نوبه خود اجازه دهند لشكريان بريتانيا به راه خود ادامه دهند. عشاير خوزستاني در اهواز با رد پيشنهاد انگليس به ويلسون نوشتند كه به هيچ وجه اجازه عبور به قواي انگليس را نخواهد داد و براي جنگ با لشكريان ويلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشاير مناطق در اين جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قيري» (مگوار) نيزه و شمشير بوده‌است.

نيروهاي انگليس پس از دريافت پاسخ عشاير از اهواز به طرف تپه‌هاي منيور در غرب اهواز به حركت درآمدند و براي جنگ با عشاير آماده شدند. عشاير با سردادن شعارهاي اسلامي خود را براي شهادت آماده ساخته بودند. با توجه به برتري ارتش انگليس و عدم امكانات جنگي عشاير، به افراد تحت فرماندهي خويش دستور دادند كه با يورش شبانه خود به انگليسي‌ها اجازه استفاده از توپخانه و سلاح سنگين را ندهند. در اين زمان نيروهاي عثماني به كمك نيروهاي خوزستان آمدند. در اين نبرد ياري بين عشاير عرب و ترك مشهود بود. سيد «طاهر هاشمي آل مهدي» بزرگ عشيره سادات آل‌مهدي، آخرين رزمنده دفاع عشاير عرب خوزستان در برابر قواي انگليسي بود كه تيرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگي بر اثر كهولت سن، دارفاني را وداع گفت.[۵۶][۵۷] در اهواز بارها سالگرد اين جنگ مورد تقدير قرار مي‌گيرد و در نود و پنجمين مراسم سالگرد آن با حضور ۴۰ خبرگزاري داخلي و خارجي جهت پوشش خبري اين مراسم و انعكاس آن دعوت به عمل آمده بود. تجمع بزرگ عشاير عرب خوزستان در محل يادمان عشاير عرب خوزستان در ۱۵ كيلومتري غرب اهواز پشت روستاي گمبوعه با حضور علما، مسئولين كشوري و استاني و عشاير خوزستان برگزار شد. در اين مراسم امام جمعه اهواز گفت مردم خوزستان با انگليسي‌ها را در سه محور غرب، شمال اهواز و شهرستان شادگان شركت داشتند و اظهار داشت: درگيري اول در حد فاصل اهواز و حميديه با شركت طوايف بني طرف، سواري، بني سالم، سواعد و... رخ داد كه حماسه المنيور را رقم زد. محور دوم درگيري در شمال اهواز و با حضور طوايف زرگان، باوي، حميدي، نواصر، سلامات و در يك عمليات پارتيزاني به انفجار لوله‌هاي نفت شركت انگليسي منتهي شد و سومين محور عمليات در منطقه شادگان توسط طوايف بني كعب و ديگر عشاير فهيم منطقه به فرماندهي سيدجابر آلبوشوكه و الوان كعبي عليه نيروهاي اشغالگر انجام شد.[۵۸][۵۹]
مردم‌شناسي

بر پايه تازه ترين آمار استانداري خوزستان، ۲۱۶ هزار نفر از شهروندان اهوازي كارگر، ۶۵ هزار نفر دانشجو، و ۲۳۰ هزار نفر دانش آموز هستند. در جريان جنگ ايران و عراق، از ميان ساكنان اهوازي ۴۶۲۸ نفر كشته، بيش از ۱۰ هزار نفر زخمي، و ۹۲۳ نفر اسير شده‌اند.[۵۴]

نظرسنجي سال ۱۳۸۹

طي پژوهشي كه شركت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شوراي فرهنگ عمومي در سال ۸۹ انجام داد و براساس يك بررسي ميداني و يك جامعه آماري از ميان ساكنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستاي سراسر كشور، درصد اقوامي كه در اين نظر سنجي نمونه گيري شد در اهواز به قرار زير بود:[۶۰]
اقوام
اقوام كلانشهر اهواز
قوميت             درصد    
فارس    
  
    ۴۴٫۸٪
ترك    
  
    ۲٫۳٪
كرد    
  
    ۰٫۹٪
بختياري    
  
    ۱۵٫۸٪
عرب    
  
    ۳۵٫۷٪
ساير    
  
    ۰٫۵٪

اهواز سكونتگاه اقوام مختلفي است كه از آن جمله مي‌توان به عرب‌هاي ايران [۶۱] و مردم بختياري اشاره كرد.[۶۲] دانشنامه ايرانيكا و دانشنامه جهان اسلام اين شهر را بخشي از قشلاق و سكونتگاه لرهاي بختياري معرفي مي‌كنند.[۶۲][۶۳]
اقوام ديگري نيز در دوره‌هاي مختلف در اين شهر ساكن بوده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به كليميان اشاره كرد. جمعيت كليميان اهواز در قرون وسطي به سرعت رو به رشد بود به طوري كه اين شهر در دوران اشغال جنوب ايران به دست انگلستان يكي از مراكز صهيونيزم به شمار مي‌آمد و از شهرهاي ديگر يهوديان به اين شهر مهاجرت مي‌كردند. پس از ۱۹۴۸ ميلادي بسياري از كليميان مهاجرت كرده به اهواز به اسرائيل و تهران مهاجرت كردند ساير آنان نيز پس از انقلاب ۱۳۵۷ اهواز را ترك كردند به طوري كه در اوايل سده ۲۱ كمتر از ۵ خانواده كليمي در اهواز زندگي مي‌كردند.[۶۴] يهوديان بيشتر در حرفه داروسازي فعاليت داشتند.[۶۵]

اهواز مركز اقليت ديني مندائيان در ايران است.[۶۶] اهواز يكي از اسقف‌نشين مسيحيان كاتوليك كلداني است و شماري از آشوريان را در خود جاي داده است.[۶۷] گروه كوچكي از سبايي‌ها نيز در اهواز زندگي مي‌كنند كه اكثراً در پيشه نقره‌كاري فعاليت دارند.[۶۵]
جغرافيا و آب‌وهوا
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هواي اهوازNuvola apps kweather.svg
    ژانويه     فوريه     مارس     آوريل     مـــــه     ژوئـن     ژوئيـه     اوت     سپتامبر     اكتبـر     نوامبر     دسامبر     سـال
گرم‌ترين
C°     ۲۲     ۳۱     ۳۲     ۴۱     ۴۶     ۴۸     ۴۸     ۴۸     ۴۶     ۴۲     ۳۵     ۲۸     ۴۸
ميانگين گرم‌ترين‌ها
C°     ۱۳     ۱۷     ۲۲     ۲۹     ۳۶     ۴۰     ۴۲     ۴۲     ۳۸     ۳۱     ۲۳     ۱۷     ۳۰
ميانگين سردترين‌ها
C°     ۸     ۱۱     ۱۶     ۲۳     ۲۷     ۲۸     ۳۱     ۳۰     ۲۷     ۲۳     ۱۶     ۱۲     ۲۱
سردترين
C°     ---     ---     ۵     ۱۱     ۱۷     ۱۷     ۲۰     ۲۲     ۱۸     ۱۲     ۱     ۲     ---
بارش
mm     ۵     ۴     ۳     ۲     ۱     ---     ---     ---     ---     ۱     ۳     ۵     ۲۴


منبع: سايت ودربيس[۶۸] آوريل ۲۰۰۹
نقشهٔ اهواز

بخش بزرگي از استان خوزستان، جلگه‌است و شهر اهواز نيز در بخش جلگه‌اي جاي دارد ولي كمبود شديد پوشش گياهي سبب گرمي و خشكي اهواز شده و آن را در رده گرمترين مناطق ايران جاي داده‌است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتيگراد كاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد. البته از سال ۱۳۸۱ برنامه‌هاي سودمندي براي افزايش سرانه فضاي سبز شهري در اهواز انجام شده كه از آنها مي‌توان به كاشت گونه كنوكارپوس كه بومي فلوريدا است اشاره كرد.[۵۴]
آلودگي هوا

بر اساس آمار رسمي، اهواز پس از اصفهان و تهران، بيشترين آلودگي هوا را دارد. ميزان آلودگي هوا در اين شهر روزبه‌روز افزايش يافته و شديدتر مي‌شود. مهم‌ترين علت آلودگي هواي اهواز، گردوغبار و حمل‌ونقل درون‌شهري است و ديگر عامل آلودگي‌ها گسترش افسارگسيخته بافت شهري و رسيدن آن به كارخانه‌هايي مانند ايران كربن و فولاد خوزستان است.[۶۹].

بارها از طرف سازمانهاي مختلف همچون سازمان حفاظت محيط زيست استان خوزستان اعلام شده كه اهواز ۸ برابر بيش از حد مجاز آلوده‌است، به همين دليل بيشتر پروازها لغو و مدارس و كودكستانهاي اين شهر تعطيل مي‌شوند، برخي سازمانهاي دولتي دليل اين گرد و غبار را آلودگي ناشي از گرد و غبار صحراي عربستان و جنوب عراق و همچنين نبود بارش باران و نبود پوشش گياهي در برخي مناطق خوزستان دانسته‌اند. دامنهٔ گسترش اين آلودگي به استان‌هاي ايلام، لرستان و برخي از شهرهاي استان فارس و بوشهر نيز بروز كرده[۷۰].

بر اساس برنامه‌هاي سازمان محيط زيست، در صورت افزايش ۵۰۰ هكتاري پوشش گياهي در شهر اهواز، و انجام پروژه كمربند سبز، بين چهار تا شش درجه از گرماي هوا در اهواز كاسته خواهد شد، و آلودگي هوا نيز تا حد چشمگيري پايين خواهد آمد. وانگهي از پاييز ۱۳۸۵ كل استان خوزستان درگير پديده توفان خاك شده‌است كه زيان‌هاي مالي و جاني فراواني به بار آورده‌است و گمان نمي‌رود با اين برنامه‌ها بتوان آن را ناپديد يا كم نمود.[۵۴]

در سال ۲۰۱۱ بر پايه‌گذارش سازمان بهداشت جهاني شهر اهواز آلوده‌ترين شهر جهان شناخته شده‌است.[۷۱][۷۲]
بحران زيست‌محيطيِ ريزگردها
نوشتار اصلي: بحران ريزگردهاي استان خوزستان

اين بحران باعث شده است شهر اهواز -مركز اين استان- از سوي سازمان بهداشت جهاني به عنوان يكي از آلوده‌ترين شهرهاي جهان شناخته شود كه باعث مشكلات تنفسي ساكنان اين شهر شده است.[۷۳] احتمال آلوده بودن اين ريزگرد به مواد راديواكتيو نگراني‌هاي گسترده‌اي در مورد تأثير اين پديده بر سلامت شهروندان بوجود آورده است.[۷۴][۷۵] سالانه حدود ۲۲ هزار نفر در استان خوزستان به دليل مشكلات ناشي از آلودگي هوا و ريزگردها به بيمارستان و مراكز درماني مراجعه مي‌كنند.[۷۶] در آبان ۱۳۹۴ در پي بارش باران اسيدي در اين استان، براي صدها نفر مشكلات تنفسي پيش آمد كه آنان را به بيمارستان كشانده و به بستري‌شدن بيش از يكصد نفر منجر شد

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۸:۵۶ | آژانس هواپيمايي
،

گرگان

استرآباد
سردار رفيع يانسري

استرآباد، نام شهري تاريخي است كه در منطقه‌اي كه اينك شهر گرگان قرار دارد واقع بوده است. از اين شهر امروزه تنها تپه‌اي تاريخي درون شهر گرگان، به نام قلعه خندان كه احتمالاً ارگ استرآباد در حدود ۳۰۰۰ سال پيش بوده باقي‌مانده و باقي قسمت‌هاي شهر در اثر سيلاب‌هاي مكرر و توسعهٔ گرگان در طول تاريخ به كلي از ميان رفته است.[۱۰]

تصويري كه يكي از سياحتگران از اين منطقه در حدود سال‌هاي ۳۳۵ هجري قمري به دست مي‌دهد، گوياي آن است كه استرآباد و گرگان دو شهر كاملاً مجزا بوده‌اند.[۲۲]

مؤلف كتاب تاريخ طبرستان مي‌گويد: مساحت گرگان (جرجان) چهار فرسخ و موطن مرزبانان طبرستان بود. گرگين‌ميلاد كه در گرگان مقام داشت زيستش ميسر نشد، لهذا آن شهر (جرجان) را خراب كرده در موضع معروف بعرق اسيران استرآباد را بنا نهاد و اين شهري كه الان هست بساخت و به مرور دهور عمارت آن مضاعف گشت.

در اين كتاب همچنين آمده است كه بناي استرآباد را گرگين‌ميلاد (بنا) نموده به اين معني كه گرگين در سفري به همراهي بيژن به شهر ارمان (راميان كنوني) براي كشتن گرازها رفت و در ارمان (Erman) از بيژن شجاعت‌هاي فوق‌العاده ديد و بر او رشك برده، او را به عذر و مكر در بند مهر منيژه دختر افراسياب و بالمال به چنگ افراسياب سلطان توران انداخت، و بيژن بعد با زحمات پيران از قتل جسته در چاه گاه زنجير و محبوس شد. گرگين‌ميلاد به ايران مراجعت نمود و دروغي چند در فقدان بيژن به هم بياراست، ولي مطلب معلوم شد. گودرزيان خواستند او را به قصاص بيژن بكشند و كيخسرو نگذاشت و گرگين را محبوس ساخت و پس از چندي به شفاعت رستم مستخلص شد و بعد از كوشش‌هايي چند سراغي از بيژن در تركستان و حبسش فهميده شد. رستم به لباس تاجران به سفر توران رفت، بيژن را خلاص نموده با منيژه به ايران آورد ولي گرگين همواره از گيو و گودرز بجهت مكر خايف (در هراس) بود.[۲۳]

در زمان قاجار ايران به ۴ ايالت و ۱۲ ولايت تقسيم شده بود و منطقه يا سرزمين استرآباد يكي از آن ولايات بود كه به ۸ يا ۷٫۵ بلوك به نام‌هاي انزان، سدن رستاق، استراّباد، شاهكوين و ساور، دهات ملك، كتول، فندرسك و راميان، و كوهسار تقسيم شده بود.

هر يك از اين بلوك‌ها را يك نايب‌الحكومه زير نظر حكمران استرآباد، سردار رفيع يانسري كه يكي از رجال حاكم در زمان قاجار بود اداره مي‌كرد. استرآباد در اين زمان پايگاه طايفهٔ قاجار نيز بود و داراي اهميت مذهبي شد و دارالمؤمنين لقب گرفت. در اوايل سدهٔ بيستم ميلادي گرگان داراي شمار زيادي مسجد، آرامگاه مذهبي و مدرسهٔ ديني بود. اهميت استرآباد از لحاظ مركزيت سياسي و ديني باعث شد تا پيش از آغاز سدهٔ بيستم زبان گرگاني در آن به‌طور كل منقرض شده و جاي خود را به فارسي بدهد.[۱۱]

تاريخ‌نويس نامدار، مقدسي، مي‌گويد كه استرآباد شهري است كه بيشتر مردمان آن ابريشم‌بافند و در اين كار چيره‌دست هستند. دژ آن ويران و خندقش پر شده و جامع آن در بازار است. استخري از آن نام برده و مؤلف حدودالعالم مي‌گويد كه مردمان اين شهر داراي دو زبان هستند. حمدالله مستوفي آن را شهري دانسته كه هوايش معتدل و محصولاتش را غلات و انگور و ابريشم مي‌داند.[۲۴]

آقا محمدخان قاجار در اين شهر زاده شد. حتي خانهٔ تولد وي و اولين مكان حكومتي و دولتي وي هنوز موجود است. ديوار باروي شهر را نادرشاه افشار ويران كرد و آقا محمد خان بعداً آن را بازسازي نمود. در دوران ميرزا تقي خان اميركبير، شهر بازسازي شد.[۲۴]

ويرانه‌هاي شهر اصلي گرگان در نزديكي گنبد كاووس امروزي قرار دارد. در زمان رضا شاه پهلوي نام كهن گرگان را براي شهر استرآباد برگزيدند.[۱۱]

در ۱۷ فروردين ۱۳۲۳ شهر گرگان دچار زمين‌لرزه سختي شد و بيشتر بناهاي آن شكست برداشت.[۲۵] از بناهاي شهر قديم گرگان بناي امامزاده نور واقع در كوي بازار نعلبندان و بناي مسجد گلشن در كوي درب نو و چند تكيه در نقاط مختلف شهر است.[۲۵]
بافت تاريخي شهر
خليج گرگان و آشوراده در نقشه‌اي قديمي كه توسط روس‌ها كشيده شده‌است.

بافت تاريخي گرگان، با مساحتي بالغ بر ۱۵۰ هكتار سومين بافت با ارزش و داراي سبك معماري پس از يزد واصفهان است و وسيع‌ترين بافت تاريخي شمال ايران است. بافت تاريخي اين شهر در سال ۱۳۱۰ خورشيدي در فهرست ميراث ملي ايران به ثبت رسيد كه محدودهٔ آن منطبق بر محدودهٔ قاجاري شهر استرآباد است.[۲۶]

شهر گرگان (استرآباد) در دوران قاجار ۶ محلهٔ بزرگ به نام‌هاي سرپير، دربنو، سرچشمه، ميخچه‌گران، نعلبندان، سبزه‌مشهد و ميدان داشت كه داراي چندين محله فرعي مثل پاسرو، ميركريم، دوشنبه‌اي، شيركش، باغشاه، دباغان، شاهزاده قاسم و… بوده‌اند.

اين ۶ محله و محلات فرعي هنوز هم به همين نام‌ها وجود دارند و بيشتر مسجدها و تمام تكيه‌هاي قديمي و زيارتگاه‌ها و مكان‌هاي مذهبي شهر نيز در همين محلات قرار دارند كه امروز بافت قديم و معماري سنتي و تاريخي اين شهر و بخش عمده‌اي از ميراث فرهنگي اين ديار را تشكيل مي‌دهند، همچنين قزاق‌محله كه محل سكونت قزاق‌هاست جزو محله‌هاي قديمي گرگان به‌شمار مي‌آيد.

بافت قديم گرگان متشكل از پنج دروازه بوده‌است كه اين دروازه‌ها (محل تقاطع راه‌هاي مختلف بوده‌اند) مي‌توانند علل و شيوه رشد شهر را نشان دهند، پنج دروازهٔ شهر عبارت بودند از دروازهٔ شرقي بطرف بسطام و خراسان، دروازه فوجرد يا سبزه مشهد كه به طرف گرگان قديم مي‌رفته‌است، دروازهٔ جنوبي بنام چهل دختران كه بطرف كوهستان مي‌رفته و دروازه مازندران و دروازه دنكوان كه در دروازهٔ پنجم رفت‌وآمدي صورت نمي‌گرفته‌است. بافت قديم گرگان را مجموعه‌اي از محلات مسكوني و مراكز محلات تشكيل مي‌دهد سير تحول آنچه كه در حال حاضر بافت گرگان ناميده مي‌شود، حاكي از تجمع اوليهٔ سه محلهٔ اصلي سبزه مشهد، ميدان و نعلبندان مي‌باشد كه بتدريج و تا به امروز در جهت‌هاي مختلف بخصوص شرق و جنوب شرقي گسترش يافته‌اند. در هر سمت شهر محلهٔ شرقي كنار دروازه خراسان بوده‌است كه هر سه محله با راه اصلي بهم متصل مي‌شوند. بازار اصلي در محلهٔ شرقي بر مركزيت آن محل مي‌افزوده‌است (در گذر دوشنبه‌اي واقع در محلهٔ غربي و گذر چهارشنبه‌اي واقع درمحلهٔ شمالي احتمالاً بازارهاي هفتگي وجود داشته‌است).

شكل گيري و تجمع فضاهاي مسكوني در بافت قديم گرگان تحت عنوان يك محله با نام مشخص بيانگر علل و عواملي مي‌باشد بعضي از اين محله‌ها در روند تجمع افراد يك صنف شكل گرفته‌اند مانند محلهٔ نعلبندان و يا دباغان، بخش ديگري از محله‌ها بخاطر همجواري با عناصر و فضاهاي خاص نام آن را به خود گرفته‌اند مانند محله ميدان يا سرچشمه.

محلهٔ اصلي سبزه مشهد كه در شمال و كنار دروازه گرگان قديم قرار داشت شامل محلات فرعي تر: سرچشمه، سرپير، چهارشنبه‌اي و دباغان مي‌باشد اين محله به دليل بوجود مظهر قنات در محدودهٔ آن تأمين كنندهٔ آب ساكنين شهر بوده‌است عناصر مشخصي كه در مركز و محدوده اين محله قرار دارند شامل: امامزاده نور، مصلي و چند تكيه مي‌باشد.

محله اصلي ميدان كه در غرب وكنار دروازه مازندران قرار داشته‌است شامل محلات فرعي تر: دربنو، مير كريم، دوشنبه‌اي و دوچنار مي‌باشد (محله دوچنار در حال حاضر وجود ندارد) در محله ميدان يكي ديگر از بازارهاي اصلي شهر وجود داشته‌است كه با احداث خيابان‌هاي جديد بخشي از آن از بين رفته‌است و بخشي ديگر ان بصورت بازارچه‌اي فعال بكار خود ادامه مي‌دهد. محلهٔ اصلي نعلبندان كه در شرق شهر و كنار دروازه خراسان قرار داشت شامل محلات فرعي تر: ميخچه گران، پاسرو، باغشاه و شيركش مي‌باشد قدمت دو محله باغشاه و شيركش به اواخر دوره قاجار مي‌رسد. بازار اصلي و مسجد جامع شهر در اين محله قرار داشته و دارند.

هر كدام از محله‌هاي نام‌بردهٔ بالا علاوه بر بازار و بازارچه داراي مسجد يا تكيه، حمام، مدرسه و آب انبار اختصاصي نيز بوده‌اند كه كم و بيش تا امروز شكل خود را حفظ كرده‌اند و به نظر مي‌رسد كه محله ميدان قديمي تر و مربوط به زمان‌هاي اوليه شكل گيري شهر باشد كه بعد دو محلهٔ شمال و شمال شرقي در كنار آن به وجود آمده‌اند كه باعث شده شهر بطرف شمال و شمال شرقي گسترش يابد ولي از طرف غرب به خاطر وجود خندق و بارو و از طرف جنوب بعلت وجود كوه‌ها و جنگل‌ها رشد كمتري داشته‌است. اين رشد باعث ايجاد محله‌هاي فرعي تر (شيركش، پاسرو و ميخچه‌گران در شرق و جنوب شرقي و محلات چهارشنبه‌اي، سرپير، دباغان در شمال شرقي و بليس محله در شرق) شد و ادغام كليهٔ محلات با هم بافت قديم گرگان را تشكيل مي‌دهد.

رشد اولي شهر در محدوده برج و باروي آن بود اما از سال ۱۲۹۰ خورشيدي به بعد رشد شهر بيشتر معطوف به جنوب و شرق شد و از سال ۱۳۱۷ به بعد نيز رشد شهر مجدداً در همان قسمت شرق و جنوب شرقي انجام شد اما در دههٔ ۱۳۴۰و ۱۳۵۰ خورشيدي روند رشد شهر دوباره تغيير نمود و شهر بصورت پراكنده و در تمام جبهه‌ها گسترش يافت كه بيشتر در امتداد خيابان‌ها ايجاد شده بود. در دههٔ اخير نيز شهر اين الگوي رشد پراكنده در همهٔ جهت‌ها را دنبال كرده كه بيشتر در كرانه‌هاي شمال شرقي و جنوب بوده‌است و بعلت وجود زمين‌هاي مرغوب كشاورزي در شمال و باغات و جنگلها در جنوب، اين روند رشد نامناسبي را ايجاد نموده‌است.

در روزگار دودمان پهلوي نخستين خيابان مدرن شهر با نام خيابان پهلوي (امام خميني فعلي) ساخته شد كه با ايجاد آن محله‌هاي استرآباد به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم شدند.[۲۷]

بافت تاريخي گرگان، منحصر به فردترين بافت تاريخي شمال ايران در ۲۴ شهريور ماه سال ۱۳۱۰ خورشيدي به عنوان چهل و يكمين اثر تاريخي ايران در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.

يك سال پس از اين، يعني در سال ۱۳۱۱ ش به دستور رضاشاه ساخت دو خيابان شرقي-غربي يعني شاهرود (بهشتي كنوني) و پهلوي (امام خميني كنوني) و شمالي-جنوبي يعني پهلوي‌دژ (شهدا) و كاخ (پاسداران كنوني) آغاز شد و در سال ۱۳۱۷ ش به پايان رسيد.[۲۸]

زمين‌لرزه شديد و معروف فروردين ۱۳۲۳ آسيب چنداني به بافت وارد نياورد، اما دوباره در سال‌هاي ۱۳۳۳و۱۳۳۴ احداث خيابان سرخواجه و در سال ۱۳۳۹ ش احداث خيابان فرح (مجاهدين بعدي شهيد رجايي كنوني) آسيب‌هاي زيادي به بار آورد.[۲۹]

با احداث اين خيابان‌ها عناصر مهمي از بافت تاريخي گرگان از جمله مركز محله پاسرو، مركز محله ميدان عباسعلي، مركز محله دباغان، عمارت حاجي ظهيرالدوله، كاروانسراي امين الضرب، باغ ****اصر، مظهر قنات سرخواجه، و مسجد كتيبه و … از بين رفتند البته آنچه كه در آن زمان به جاي اين بافت قديم ساخته شد داراي ارزش معماري بود.[۲۹]

بخش بزرگي از بافت تاريخي شهر گرگان در دوران جمهوري اسلامي با تخريب وسيع و نابودي روبه‌رو شد.[۲۶] و چند خانهٔ قديمي بالاي ۱۵۰ سال قدمت كه در اختيار ميراث فرهنگي هم بود تخريب شده‌است. خانهٔ قديمي، بزرگ، تو در تو و شايد بي نظير خاندان باقري و چند خانهٔ مشابه ديگر همچون خانهٔ تقوي به طرز زيبا و چشم نوازي، مرمت و نوسازي شده يا در حال انجام است.

بخش ديگري از بافت كهن اين شهر با گستردگي نزديك به ۱۶۲ هكتار منطبق بر حصار قاجاري استرآباد و بخش ديگر شامل چند پاره از شهر در محله امام رضا (ع)، بخشي از غرب فلكهٔ سرخواجه، قزاق‌محله، محلهٔ سجاديه و فردوسي نيز قرار است در اين دوره تخريب شود.[۳۰]

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۸:۳۲ | آژانس هواپيمايي
،

آبادان

پالايشگاه آبادان
نوشتار اصلي: پالايشگاه نفت آبادان

پس از كشف نفت در شهر مسجد سليمان لزوم ايجاد يك پالايشگاه نفت براي تصفيه نفت به نظر مي‌رسيد به همين دليل اين پالايشگاه در سال ۱۲۹۱ توسط انگليسيها ساخته شد. اين پالايشگاه در ابتدا روزانه ۲۵۰۰ بشكه در روز نفت تصفيه مي‌كرد. ظرفيت پالايشگاه آبادان در سال ۱۳۳۰ به ۵۰۰۰ بشكه در روز رسيد كه پس از سرمايه‌گذاري شركتهاي خارجي به۶۰۰ هزار بشكه در روز رسيد كه مي‌توان از آن به عنوان برزگترين پالايشگاه جهان ياد كرد.
پتروشيمي آبادان
نوشتار اصلي: پتروشيمي آبادان

در سال ۱۳۴۲ انستيتو نفت فرانسه از طريق سازمان برنامه و بودجه مأمور شد تا مكان يابي ايجاد صنايع پتروشيمي در ايران را بررسي كند؛ و با توجه به نزديكي آبادان به ميادين نفتي و هم چنين وجود خط لوله‌هاي نفت از قبل احداث شده براي پالايشگاه آبادان و دسترسي به منابع آب شيرين دائمي به دليل مجاورت آبادان با رودخانه اروند رود اين مطالعات منجر انتخاب شهر آبادان و به تأسيس شركت سهامي پتروشيمي آبادان با مشاركت ۷۴٪ سهم شركت ملي پتروشيمي و ۲۶٪ سهم شركت ب اف گودريج آمريكا گرديد؛ و در سال ۱۳۴۶ به دليل اينكه در داخل كشور هيچگونه تجربه ساخت مجمتع‌هاي پتروشيمي وجود نداشت عمليات ساختماني مجتمع توسط شركت لاماس آمريكا آغاز و تنها دو سال بعد در سال۱۳۴۸ رسماً به بهره‌برداري رسيد.
راه آهن

همزمان با آغاز ساخت يكي از بزرگترين كارخانه‌هاي فولاد در شهر بافت عمليات مطالعاتي ساخت راه آهن سيرجان بافت كرمان آغاز شده و همچنين با وصل راه آهن سيرجان به مسير نيريز استهبان شيراز كازرون برازجان بندر گناوه بندر ديلم هنديجان بندر ماهشر شادگان آبادان كه در يك راستا قرار گرفته و بيشتر شهرهاي ياد شده صنايع مربوط به فولاد در آنها وجود دارد و همچنين نبود خطي كه جنوب شرق را بوسيله خطوط راه آهن به جنوب غرب وصل كند توجيه مي‌كند.
آبادان و انقلاب اسلامي
نماي درون سينما پس از آتش‌سوزي
نوشتار اصلي: سينما ركس آبادان

يكي از مهم‌ترين حوادث سال ۵۷ كه باعث خشمگين كردن مردم و سرعت بخشيدن به انقلاب ۵۷ شد، به‌ آتش‌ كشيدن سينما ركس آبادان بود. علت خشمگيني مردم، نسبت دادن اين فاجعه به عوامل حكومت پهلوي بود.[۲۴][۲۵] در حدود ساعت ۲۱:۴۵ شب بيست و هشتم مرداد، ۳۳۷ نفر از كساني كه به تماشاي فيلم گوزن‌ها در آخرين سانس به سينما رفته بودند در آتش سوختند.[۲۶] تعداد كشته‌شدگان بعداً به بيش از ۴۰۰ نفر افزايش يافت.[۲۷]
آبادان و جنگ ايران و عراق
نوشتار اصلي: جنگ ايران و عراق
يك تانك منفجر شده در آبادان به عنوان سمبل جنگ ايران و عراق

آبادان در زمان جنگ، آماج تهاجم‌هاي هوايي و زميني ارتش عراق قرار گرفت و خسارات جاني و مالي فراواني به آن وارد شد. اين جنگ، پالايشگاه، تأسيسات نفتي، بندرگاه‌ها، فرودگاه و ديگر مراكز صنعتي و اقتصادي، شبكه آب‌رساني، تأسيسات برق و نيز به ساختماها، آسيب فراواني رساند و موجب كاهش جمعيت شهر شد. توليد نفت پايين آمد و فعاليت‌هاي اقتصادي راكد شدند. بر اثر فروريختن انواع مواد آتش‌زا و مخرب و نيز به دليل بي آبي، بخش مهمي از فضاي سبز از بين رفت و اين اتفاق، براي شهري مثل آبادان كه آب و هوايي گرم دارد، بسيار زيان‌بار بود. افزون بر اين، استفاده عراق از سلاح‌هاي شيميايي، فضاي شهر را دچار آلودگي‌هايي كرد كه در راندن مردم از شهر، تأثير بسزايي داشت.[۲۸] آبادان پس از عمليات ثامن‌الائمه و در سال ۱۳۶۰ از محاصره آزاد شد.
آثار تركش خمپاره بر روي كركره يك مغازه
عمليات ثامن‌الائمه
نوشتار اصلي: عمليات ثامن‌الائمه

طرح عمليات ثامن الائمه در ۱۵ شهريور ۱۳۶۰، تكميل و سرانجام در ساعت ۱ بامداد روز پنجم مهر ۱۳۶۰ نيروهاي ايران با رعايت اصل غافلگيري كامل و پس از گسترش روي خط، به طور ناگهاني بر مواضع مقدم دشمن هجوم برده و خاكريزهاي اوليه دشمن را بدون زد و خورد اشغال كردند. با سپري شدن تاريكي، نيروهاي هوايي طرفين وارد كارزار شده و هليكوپترها نيز به پرواز در آمدند و پشتيباني آتشهاي توپخانه هر دو طرف با شدت هر چه تمامتر به مرحله اجرا در آمد، و دشمن نيروهاي احتياط خود را در منطقه شمال محور ماهشهر آبادان وارد عمل نمود. رزمندگان با وجود گرماي شديد، مقاومت سرسختانه دشمن را در هم شكستند و بعد از ۴۲ ساعت تلاش مداوم لشكر ۷۷ خراسان، سپاه و نيروهاي مردمي، عمليات با موقعيت كامل به پايان رسيد و نيروهاي دشمن در منطقه عملياتي خسارات سنگيني را متحمل شدند و آبادان از محاصره آنان خارج شد.
ورزش
نوشتار اصلي: باشگاه فوتبال صنعت نفت آبادان

تيم فوتبال صنعت نفت آبادان يكي از باشگاه‌هاي فوتبال ايران است كه هم اكنون در ليگ دسته برترفوتبال ايران به رقابت با ديگر تيم‌ها مي‌پردازد. ورزشگاه تختي آبادان زمين رسمي اين باشگاه است. وزارت نفت و امور ورزش پالايشگاه آبادان به طور مشترك هزينه باشگاه صنعت نفت آبادان را تأمين مي‌كنند.
اماكن تفريحي، تاريخي و زيارتي

آبادان يكي از قديمي‌ترين شهرهاي ايران بوده كه از زيباييهاي طبيعي، تاريخي، گردشگري، تجاري و معنوي خاصي برخوردار است. همان‌طور كه گفته شد بهترين زمان جهت عزيمت و تفريح در آبادان روزهاي پاياني اسفندماه و ابتداي فروردين مي‌باشد.

از مكانهاي ديدني و طبيعي آبادان مي‌توان از:

ساحل بسيار زيباي رودخانه‌هاي اروند، بهمنشير نام برد كه با شناختي هر چند اوليه مي‌توان از مكان‌هاي بي بديل آن جهت ماهيگيري و تفريح استفاده كرد.

از مكانهاي تاريخي شهر آبادان مي‌توان از كليساي آبادان، سينما نفت، مناطق بوارده و بريم و پالايشگاه نفت آبادان (پالايشگاه نفت آبادان يكي از قديمي‌ترين پالايشگاه‌هاي نفت جهان است)، دانشكده نفت آبادان ام برد كه هر كدام تاريخي گفتني دارند. با توجه به تصويب منطقه آزاد تجاري اروند مطمئناً يكي از جاذبه‌هاي آبادان براي بازديدكنندگان، جاذبه‌هاي تجاري خواهد بود.

زيارتگاه خضر نبي و سيد عباس همچنين قدمگاه رضا (ع) از مكان‌هاي زيارتي مهم آبادان هستند.
سينما شيرين
نوشتار اصلي: سينما شيرين آبادان

سينما شيرين آبادان كه با قدمتي ۸۰ ساله يك از چندين سينماهاي آبادان در قبل از انقلاب مي‌باشد در سال ۱۳۱۰ در دوره پهلوي اول با ظرفيت بيش از ۷۰۰ نفر توسط بخش خصوصي و يك تاجر هندي ساخته شد سينما شيرين تنها سينماي غيردولتي در آن زمان بود. اين سينما در مركز تجاري شهر آبادان در منطقه اميري خيابان شهيد منتظري (شاپور سابق) قرار دارد. پس از جنگ جهاني دوم، با افزودن دو طبقه ديگر به ساختمان، اين سينما به بزرگترين سينماي ايران تبديل شدسينما شيرين آبادان در تاريخ ۱۷ خرداد سال ۸۵ به شماره ۱۵۶۲۶ در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
مسجد رنگوني‌ها

با توجه به روايات مختلف، اين مكان در ابتدا عبادتگاه سيك‌ها بوده و بعد از آن بكلي تخريب و بر روي آن مسجد رنگوني‌ها ساخته شده‌است. مسجد رنگوني‌ها هنگام ساختن پالايشگاه و توسط كارگران خارجي كه اكثراً از مسلمانان اهل رانگون (پايتخت برمه) بوده‌اند، ساخته شده‌است
ميدان فرهنگ (الفي)

ميدان فرهنگ از ديرباز محل تجمع فرهنگيان شهر بوده‌است.[نيازمند منبع]
سينما نفت (سينما تاج سابق)

از جمله بناهاي فرهنگي تاريخي آبادان است كه خاطرات زيادي در اذهان مردم اين شهر بجا گذاشته، طراحي كلي اين ساختمان تداعي كننده هيبت يك شير نشسته‌است كه از قديم اين بنا را به نگهبان شهر آبادان معروف كرده‌است.پس از جنگ هشت ساله نام سينما تاج به سينما نفت تغيير يافت.سينما نفت نام يكي ديگر از سينماهاي متعلق به شركت نفت بوده كه پس از جنگ بدليل تحمل خسارات سنگين استفاده از آن كنار گذاشته شد.
موزهٔ هنرهاي معاصر

موزه هنرهاي معاصر آبادان در قسمت شمال شهر واقع در پارك ايثارگران قرار دارد.
موزه اسناد تاريخي و خطي

موزه اسناد تاريخي و خطي آبادان در محل مسجد رنگوني‌ها قرار دارد.
موزهٔ آبادان

موزه آبادان در سال ۱۳۲۸ با الهام از معماري سنتي ايران شناخته شده‌است و داراي گنبدي به ارتفاع ۵٫۲۲ متر است كه متأثر از گنبد دانيال نبي در شوش مي‌باشد.[نيازمند منبع]
مشاهير آبادان

    زويا پيرزاد نويسنده
    فيروزه جزايري دوما نويسنده
    مارتيك خواننده
    شهرام آذر (سندي) خواننده
    غلامرضا رهبر مبدع شيوه خبرنگاري جنگ و اولين خبرنگار كشته شده در جنگ
    ناصر تقوايي نويسنده و كارگردان
    ليندا كياني بازيگر
    حميد فرخ نژاد بازيگر
    محمدرضا حياتي گوينده خبر
    ابراهيم قاسمپور فوتباليست
    احمدرضا عابدزاده فوتباليست
    نصرالله رادش بازيگر
    محسن بغلاني نويسنده و مستند ساز

شهر خواهرخوانده

    Flag of the People's Republic of China.svg كرما، چين (تير ۱۳۹۱)[۲۹]

جستارهاي وابسته

    شهرستان آبادان
    منطقه آزاد تجاري-صنعتي اروند
    باشگاه فوتبال صنعت نفت بادان
    بيمارستان امام خميني آبادان
    پتروشيمي آبادان
    پالايشگاه آبادان
    سينما شيرين آبادان
    نيروگاه سيكل تركيبي آبادان
    فرودگاه آبادان

منابع

«سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال ۱۳۹۰، جمعيت تا سطح آبادي‌ها بر حسب سواد» ‎(فارسي)‎. مركز آمار ايران، ۱۳۹۰. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۲.
بعلبكي، منير. «Abadan». در دانشنامه المورد. ج. ۱. بيروت: دارالعلم للملايين، ۱۹۸۰. ۱۸.
حاتمي‌نژاد، حسين: تحولات جمعيتي شهرهاي خوزستان. در: نشريه: «علوم جغرافيايي». بهار ۱۳۸۵ - شماره ۱. ص۱۱۹.
پورتال دانشگاه پيام نور استان خوزستان
دانشنامه ايران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، جلد اول، ص۲۶.
فرهنگ فارسي عميد، جلد اول، سرواژهٔ «آبادان».
فرهنگ فارسي معين، جلد اول، سرواژهٔ «آبادان».
دائرةالمعارف بزرگ اسلام
Geographia Marciani Heracleotae, ed. David Hoeschel, Augsburg 1600 p. 48
دانشنامه ايران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، جلد اول، ص۲۵.
سفرنامهٔ خوزستان، ص ۹۱
احمد كسروي، تاريخ پانصدسالهٔ خوزستان، ص ۲۱۳
[۱]
دانشنامه ايران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، جلد اول، صص ۲۷ و ۲۸.
رك: احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، بخش اول، ص ۱۵۸ و بخش دوم، ص ۶۱۴–۶۱۷؛ نزهة القلوب، ص ۴۰.
شهر «بيان» در ساحل خاوري اروندرود قرار داشت كه بعدها بندر خرمشهر در همان‌جا ساخته شد. رك: جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي، ص ۵۲؛ همچنين براي آگاهي بيشتر دربارهٔ شهر «بيان»، رك: معجم البلدان، ج ۱، ص ۶۱۴.
احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، بخش اول، ص ۱۸۸.
حاتمي‌نژاد، حسين: تحولات جمعيتي شهرهاي خوزستان. در: نشريه: «علوم جغرافيايي». بهار ۱۳۸۵ - شماره ۱. ص۱۱۴.
نقشهٔ شهر آبادان
دانشنامه بزرگ اسلام؛ نسخه عربي جلد۱ف ص۵.
حاتمي‌نژاد، حسين: تحولات جمعيتي شهرهاي خوزستان. در: نشريه: «علوم جغرافيايي». بهار ۱۳۸۵ - شماره ۱. ص۱۱۰.
خبرگزاري فارس، بازديد: فوريه ۲۰۰۹.
مركز امور مناطق آزاد و وِيژه اقتصادي> مناطق آزاد> اروند
اوج‌گيري مبارزات انقلاب اسلامي در سال ۵۷
يادداشت‌هاي بي‌تاريخ، ماهنامه پژواك، اكتبر ۲۰۰۷
به نقل از كيهان
آتش‌سوزي سينما ركس آبادان، راديو فردا، ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
دانشنامه ايران، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي، جلد اول، ص ۲۷.
«آبادان و كرماي چين خواهرخوانده شدند». واحد مركزي خبر، ۵ تير ۱۳۹۱.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۷:۵۱ | آژانس هواپيمايي
،

اورامان

جغرافيا

بانه‌وره در ۱۱۰ كيلومتري مركز استان و در ۱۷ كيلومتري جنوب شرقي شهرستان پاوه با مساحتي ۱۰۰ هكتاري قرار دارد كه يكي از مرتفع‌ترين مكان‌هاي منطقهٔ اورامانات نسبت به سطح درياست و در ميان كوه‌هاي شاهو و آتشكده، رياوكو و ماكوان محصور گشته‌است. مردمان بانه‌وره به زبان كردي و گويش كردي مركزي سخن مي‌گويند و هم‌چنين اين شهر برخلاف شهر پاوه كه به گويش هورامي سخن مي‌گويند، به لهجهٔ جافي سخن مي‌گويند.[۳][۶]
Colored dice with white background
كوه رياوكو در جنوب شهر
Colored dice with checkered background
كوه آتشكده در شمال و شمال شرقي شهر
Colored dice with checkered background
كوه شاهو در شمال و شمال غربي
بانه‌وره در ميان كوه‌هاي شاهو، آتشكده، ماكوان و رياكو محصور گشته‌است.
Compass rose pale.svg     دوريسان
چوريژي     پاوه     دشه     Compass rose pale.svg
آريت
ميوان     شمال     بله‌اي
باينگان
شرق   بانه‌وره    غرب
جنوب
شاهو     ميرعبدولي
لاران عليا و سفلي     هانولان
بيوند عليا
جمعيت

براساس سرشماري مركز آمار ايران در سال ۱۳۹۰، اين شهر داراي ۷۵۶ خانوار بوده و جمعيت آن ۳٬۰۴۳ نفراست كه از اين جمعيت، ۱٬۵۹۴ نفر زن و ۱٬۴۴۹ نفر نيز مرد تشكيل مي‌دهد.[۲]
هرم جمعيتي بانه‌وره در سال ۱۳۹۰[۷] مردان     سن     زنان
۷۹      ۶۵+      ۶۲
۴۷۱      ۳۰–۶۴      ۵۴۲
۵۱۳      ۱۵–۲۹      ۵۷۰
۳۸۶      ۰–۱۴      ۴۲۰
افراد سرشناس
يوسف بيگ امامي
قبرستان بَرميل (به كردي: گۆڕستاني به‌رميل) در بين دو روستاي دروله سفلي و دروله عليا از توابع شهرستان جوانرود در استان كرمانشاه، نزديك به دو رود ليله و سيروان كه قبر شاعر كرد يوسف بيگ امامي نيز در آن آرميده است.
نوشتار اصلي: يوسف بيگ امامي

يوسف بيگ امامي، شاعري از همين طايفه است كه در دورهٔ «محمد پاشا فرزند كيخسرو بيگ» زيسته‌است و به زبان كردي‌هورامي شعر مي‌گفته است؛ كه علاءالدين سجادي در كتاب خود، «تاريخ ادب كردي» به‌عنوان شاعري گمنام از او نام برده‌است.[۸] پيرمرد، شاعر سرشناس مردمان كرد نيز در روزنامهٔ «ژين» از وي نامبرده و شعري كردي‌هورامي از او را به كردي‌سوراني ترجمه كرده و در شمارهٔ ۱۳۰۲ روزنامهٔ ژين منتشر نموده‌است.[۹] مزار او اكنون در منطقهٔ «برميل» در روستاي دروله از شهرستان جوانرود است. ديوان شعر وي كه بيشتر آن در باب و مضامين خداشناسي و ديني است و در سال ۲۰۰۹ ميلادي در عراق به اهتمام و آماده‌سازي حكيم ملا صالح چاپ و منتشر شد.[۸]
ئهٔ هوو! چه‌ن سه‌رچه‌نگ چه‌رخي چه‌پ وه‌رده‌م         چه‌رخ چه‌ن چه‌رخيا، من مام نه‌مردم
يه گه‌ردوون مودام گه‌رده‌لوولشه‌ن         دڵداران، دڵان‌هاي چه‌ن تولشه‌ن
ئاڵه‌م به‌ر كه‌نار وێم به حاڵي وێم         ئاي چه‌ن گيان سه‌خت بيم، چه‌ن چه‌رخش داپێم
حسين كوهكن
Colored dice with white background
حسين كوهكن
Colored dice with checkered background
غار سنگي حسين كوهكن
Colored dice with checkered background
چند نمايي از فرش چوب
نوشتار‌هاي اصلي: حسين كوهكن، غار سنگي حسين كوهكن و منطقه گردشگري ميگوره

حسين كوهكن با نام اصلي حسين عثماني، يكي‌ديگر از افراد سرشناس اين شهر است كه با داشتن تنها يك پا به مدت ۱۹ سال به كندن صخره‌اي در منطقهٔ ميگوره از توابع بانه‌وره مشغول بوده كه در نهايت غار سنگي حسين كوهكن را از آن مي‌سازد كه به خاطر همين كار فرهاد ثاني (دوم)[۱۰] يا فرهاد سدهٔ بيستم نيز مشهور است.[۱۱] او در ۹۳ نيز براي كمك مجهزسازي مدارس بخش باينگان نيز، حاصل دست‌رنج خود به آنها مي‌بخشد. او هم‌چنين به چند مسجد ديگر در بانه‌وره نيز كمك كرده‌است و اعمال خيرخوانهٔ خود دريغ نكرده‌است.[۱۲][۱۳]

خالو حسين در اوايل انقلاب ۱۳۵۷ ايران با جسمي معلول، يك كلنگ و بيل شروع به تراشيدن صخره مي‌كند تا براي خود كاشانه‌اي مهيا كند. او ۱۹ سال از عمر خود را براي ساخت خانه‌اش صرف مي‌كند و جالب اينكه تمام اين مدت اين كار را با يك كلنگ و بيل انجام داده‌است. كلنگي كه خود او آن را بسيار دوست مي‌داشت و اعتقادتش بر آن بود كه جنس كلنگش از الماس است.[۱۴]
عبدالرحمان مي‌راني
نوشتار‌هاي اصلي: عبدالرحمان مي‌راني و فرش چوب

عبدالرحمان مي‌راني، يكي از فيلم‌سازان اهل اين شهر است كه فيلم مستند «فرش چوب» را به تهيه‌كنندگي مؤسسهٔ هنرسراي قانون[۱۵] را ساخت و برندهٔ جوايزي چون: «جايزه ويژهٔ جشنواره فيلم‌هاي مستند بانسكو»،[۱۶] «لوح تقدير و مدال نقرهٔ يونيكا» در بيست و چهارمين جشنوارهٔ ملي و دوازدهمين جشنوارهٔ بين‌المللي فيلم كوتاه تهران[۱۷] و هم چنين موفق به دريافت جايزهٔ فرانسوا اود از جشنوارهٔ بين‌المللي فيلم كوتاه هامبورگ[۱۸] و جايزهٔ بهترين فيلم كوتاه مستند از جشنواره بين‌المللي فيلم ليدز شد.[۱۹]

عبدالرحمان در سال ۱۳۵۵ متولد شده‌است و فارغ‌التحصيل الهيات، گرايش علوم قرآن و داراي مدرك كارگرداني از انجمن سينماي جوان، واحد تهران است.[۱۵]
چنور مي‌راني‌زاده
نوشتار اصلي: چنور مي‌راني‌زاده

چنور مي‌راني‌زاده نويسنده، بازيگر و كارگردان بانه‌وره‌اي است كه در اولين تجربهٔ بازيگري خود در سال ۱۳۸۵ در فيلم كوتاه «به وسعت تاريخ» و بعداً نيز در فيلم كردي‌زبان «چيرۆكي ئاگر (داستان آتش)» بازي كرد.[۲۰] در سال ۱۳۹۱ فيلم كوتاه كردي‌زبان «آشنايي» را به نويسندگي و كارگرداني خود و تهيه‌كنندگي معصوم صفيعي ساخت.[۲۱]

چنور مي‌راني‌زاده، در سال ۱۳۵۸ در منطقهٔ امامي متولد گشته و ساكن شهر پاوه هستند[۲۰] و داراي مدرك كارشناسي فرش و كارشناسي حسابداري است.[۲۲]
جستارهاي وابسته
نشان درگاه     درگاه ايران
نشان درگاه     درگاه كردستان

    سرياس
    باينگان
    اورامان
    كوه شاهو

منابع

«بانك اطلاعات تقسيمات كشوري». وب‌گاه رسمي وزارت كشور ايران. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
«نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن ۱۳۹۰، جمعيت و خانوار تا سطح آبادي» ‎(فارسي)‎ (xls). مركز آمار ايران. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۴. بازبيني‌شده در ۲۹ شهريور ۱۳۹۳.
«معرفي بانه‌وره». ده‌نگي بانه‌وره، پايگاه اطلاع‌رساني شهر بانه‌وره. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
در ميان مردمان اين شهر و ناحيه اين شهر با نام «بانه‌وره» شناخته شده‌است در حالي كه در وزارت كشور با نام «بانوره» ثبت گرديده‌است.
«با ۱۲ تغيير در جغرافياي ۳ استان، ۴ شهر جديد به نقشهٔ تقسيمات كشوري اضافه شد». پايگاه اطلاع‌رساني دولت، ۲۴ شهريور ۱۳۹۰. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
خالدي‌مكي، جاذبه‌هاي گردشگري اورامانات، غار قوري قلعه بزرگ‌ترين غار آبي آسيا و درازترين غار ايران، ۴۳–۴۴.
«نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن ۱۳۹۰». درگاه ملي آمار ايران. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۰۵ ژانويه ۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۰۵ ژانويه ۲۰۱۵.
فرزانه هدايتي‌زاده. «مختصري دربارهٔ «يوسف بيگ امامي»». ده‌نگي بانه‌وره، پايگاه اطلاع‌رساني شهر بانه‌وره، ۷ خرداد ۱۳۹۴. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۰۶ اوت ۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۰۶ اوت ۲۰۱۵.
ئاشنا، پيره‌مێرد و پێداچوونه‌وه‌يه‌كي نوێي ژيان و به‌رهه‌مه‌كاني (پيرمرد و بازنگري جديدي بر زندگي و آثارش)، ۲۳۵–۲۳۷.
اسدي، اكرم. «شاهكار خالو حسين كوهكن: «فرهاد دوم، خالق حقيقتي شبيه افسانه‌ها در دل كوه‌هاي اورامانات»». راديو كوچه، ۶ آذر ۱۳۹۳. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
قادر، ساڵح. «كه‌مئه‌ندامێكي كورد كێوێك كون ده‌كات». شبكه كردي رووداو، ١٤ اكتبر ٢٠١٤. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ١٧ سپتامبر ٢٠١٥. بازبيني‌شده در ١٧ سپتامبر ٢٠١٥.
مرادزاده، «چهره خبر: «خالو حسين» كوهكن، خير مدرسه ساز شد»، جام‌جم.
«اهداي تمام سرمايهٔ يك كوخ‌نشين به مدارس باينگان». خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا)، ۱۹ آبان ۱۳۹۳. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
رحيمي‌پور، محمود. «مرصاد روايت مي‌كند: داستان غلبهٔ اندوه يك مرد بر صخره‌ها - خالو حسين كوهكن؛ وارث تيشهٔ فرهاد». شبكهٔ اطلاع‌رساني مرصادنيوز، ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
«دستاوردهاي تازهٔ «فرش چوب» در گفتگو با عبدالرحمن مي‌راني». وب‌گاه جماعت دعوت و اصلاح ايران. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۲۱ آوريل ۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۲۳ آذر ۱۳۸۸.
«فيلم ايراني فرش چوب برنده جايزه ويژه جشنواره فيلم‌هاي مستند بانسكو شد». وب‌گاه رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران - صوفيه. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۴. بازبيني‌شده در ۱۰ نومبر ۲۰۱۴.
«اعلام برگزيدگان جشنوارهٔ فيلم كوتاه تهران». بخش فرهنگ و سينماي وب‌گاه جام‌جم آنلاين، ۲۸ آبان ۱۳۸۶. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
«جايزهٔ جشنوارهٔ فيلم كوتاه هامبورگ، به فيلم ايراني رسيد.». پايگاه خبري فيلم كوتاه. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۲۲ آوريل ۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۹ خرداد ۱۳۸۸.
«Leeds International Film Festival». SpaceBimBom, December 21, 2014. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در April 29, 2015. بازبيني‌شده در April 29, 2015.
حق‌پناه. «گفت‌وگو با چنور مي‌راني بازيگر و كارگردان موفق و جوان پاوه‌اي». پايگاه خبري تحليلي هزارماسوله، ۲۴ تير ۱۳۹۲. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.
«اتمام مراحل تصويربرداري از فيلم كوتاه «آشنايي» در پاوه». خبرگزاري شبستان، ۲۶ مرداد ۱۳۹۱. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.

    مي‌راني‌زاده، چنور. «دلنوشته‌هايي از زندگي فيلمساز و هنرمند زن كرد؛ چنور مي‌راني‌زاده». ده‌نگي بانه‌وره، پايگاه اطلاع‌رساني شهر بانه‌وره، ۷ تير ۱۳۹۴. بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۱۷ سپتامبر۲۰۱۵. بازبيني‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵.

منابع چاپي

    حبيبي، پژمان. زندگي‌نامه حسين كوهكن: پهلوان و هنرمند معاصر كُرد. سنندج: زانست و آراس، ۱۳۹۰. ۱۴۴. شابك ‎۹۷۸۶۰۰۹۱۱۲۲۶۵.
    ئاشنا، ئومێد. پيره‌مێرد و پێداچوونه‌وه‌يه‌كي نوێي ژيان و به‌رهه‌مه‌كاني (پيرمرد و بازنگري جديدي بر زندگي و آثارش). هه‌ولێر (اربيل): ده‌زگاي چاپ و بڵاوكردنه‌وهٔ ئاراس، ٢٠٠١. ٤٤٨.
    خالدي‌مكي، محمد. جاذبه‌هاي گردشگري اورامانات، غار قوري قلعه بزرگ‌ترين غار آبي آسيا و درازترين غار ايران. كرمانشاه: مؤسسهٔ فرهنگي، هنري و سينمايي كوثر، ۱۳۸۳. ۱۴۴. شابك ‎۹۶۴۷۰۳۱۶۶۱.
    مرادزاده، فاطمه. «چهره خبر: «خالو حسين» كوهكن، خير مدرسه ساز شد» (PDF). جام‌جم (تهران، ايران)، ش. ۴۱۱۷ (۲۰ آبان ۱۳۹۳): ۲۰ (آخر). بايگاني‌شده از نسخهٔ اصلي در ۰۷ آوريل ۲۰۱۴

پيوند به بيرون

    «خالو حسين كوهكن»، خيّر مدرسه‌ساز شد. در روزنامهٔ جام‌جم
    فيلم مستند «فرش چوب» به كارگرداني «عبدالرحمان مي‌راني» در يوتيوب
    قسمت كامل حضور خالو حسين كوهكن در برنامهٔ ماه عسل شبكه سوم سيما در آپارات
    گفت‌وگو با عبدالرحمن مي‌راني، كارگردان شهير بانه‌وره‌اي؛ داستان مفصل فرش چوب و ديگر آثار ايشان در ده‌نگي بانه‌وره

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۷:۲۳ | آژانس هواپيمايي
اورامان،

آخرین مطالب ارسالی

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان