اماكن توريستي ايران و شهرهاي توريستي
اماكن توريستي ايران و شهرهاي توريستي

اهواز

ميدان نفتي اهواز

ميدان نفتي اهواز چهارمين ميدان بزرگ نفتي ايران است، كه در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز كشف گرديد. در حال حاضر ظرفيت توليد ميدان اهواز بطور ميانگين معادل ٧۵٠ هزار بشكه در روز مي‌باشد.[۴۸] ميزان نفت درجاي اين ميدان معادل ٣٧ ميليارد بشكه است.[۴۹]

اولين چاه اكتشافي در ميدان نفتي اهواز، در مرداد ۱۲۹۱ تا عمق ۱۱۰۰ متري حفاري شد و در پي اقتصادي نبودن توليد از آن، عمليات اكتشاف متوقف شد.[۵۰] چاه شماره۲ اهواز نخستين چاهي بود، كه به سازند آسماري رسيد، اين چاه تا كلاهك گازي حفاري گرديد، اما بار ديگر عمليات حفاري در اين ميدان متوقف شد. بين سال‌هاي ۱۳۲۸ تا ۱۳۳۶ سه حلقه چاه ديگر نيز در ميدان نفتي اهواز حفاري شد. مخزن آسماري ميدان نفتي اهواز در سال ۱۳۳۷ با حفر چاه شماره۶ اهواز توسط شركت سهامي اكتشاف و استخراج نفت، كشف گرديد. يك سال بعد، در سال ۱۳۳۸ توليد از ميدان نفتي اهواز با ميزان ۳۵ هزار بشكه در روز آغاز شد.[۵۱]

توليد از مخزن بنگستان ميدان نفتي اهواز در سال ۱۳۵۰ آغاز گرديد. حجم ذخيره درجاي نفت خام مخزن بنگستان ميدان اهواز در حدود ۳۱ ميليارد بشكه برآورد مي‌شود. تاكنون بيش از ۴۶۰ حلقه چاه نفت در ميدان اهواز حفاري شده است. ميدان نفتي اهواز از ميادين تحت مديريت شركت ملي مناطق نفت‌خيز جنوب است، كه عمليات توليد از آن توسط شركت بهره‌برداري نفت و گاز كارون انجام مي‌گيرد.[۵۲] طول اين ميدان ۶۷ كيلومتر و عرض آن ۶ كيلومتر است، كه از شمال با ميدان نفتي رامين، از شرق با ميدان نفتي مارون، از جنوب با ميدان نفتي شادگان و ميدان نفتي منصوري و از غرب با ميدان نفتي آب تيمور و ميدان نفتي سوسنگرد مجاور است.
جنگ مردم اهواز و عثماني‌ها با انگلستان

در سال ۱۲۹۴ بين مردم عرب خوزستان و انگليس جنگي رخ داد[۵۳] كه اين جنگ در دو مرحله صورت گرفت مرحله اول جنگ مردم عرب خوزستان با اسلحه سرد بود كه منجر به شكست انگليس شد. در مرحله دوم انگليس با اسلحه گرم سنگين روبروي مردم عرب خوزستان قرار گرفت اما اسلحه مردم عرب تغيري نكرد وبا همان اسلحه‌هاي سرد با انگليس روبرو شدند كه منجر به كشته شدن صدها نفر از مردم عرب شد، مزار اين كشته شدگان در ۱۰ كيلومتري اهواز _ سوسنگرد (المنيور) قرار دارد.[۵۴] از معروفترين شخصيتهاي اين جنگ حاج سبهان و همچنين عاصي الشرهان كه از شيوخ بني طرف مي‌باشند. اين جنگ به جنگ جهاد مشهور است. در جريان جنگ جهاني اول علماي نجف من‌جمله «محمدكاظم طباطبايي يزدي» كه مرجع تقليد عالم تشيع بود به منظور جلوگيري از تهاجم انگليس به كشورهاي اسلامي و تجهيز قواي مسلمان فتواي جهاد عليه قواي مهاجم را صادر كردند.

پس از ابلاغ فتوا عشاير عرب خوزستان من‌جمله دشت آزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، حميديه، هويزه و روستاهاي اطراف به سوي اهواز به حركت درآمدند و پس از تقريباً ۵۰ كيلومتر پياده‌روي در دشتي بين اهواز و حميديه برابر قشون انگليس صف‌آرايي كردند. بسياري از طوايف دشت‌آزادگان در اين جنگ حضور داشتند.[۵۵] نيروهاي انگليس از چندين لشكر مجهز به توپخانه و سلاح سنگين تشكيل شده بودند و «ويلسون» يكي از قواي انگليسي با همكاري شخصي بنام «كوكي» به شعيبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در انجا متمركز شد. ويلسون، نخست نامه‌اي به عشاير منطقه دشت‌آزادگان نوشته، و اعلام كرد كه قشون انگليس هيچگونه دشمني با آنها ندارند لذا آنان نيز به نوبه خود اجازه دهند لشكريان بريتانيا به راه خود ادامه دهند. عشاير خوزستاني در اهواز با رد پيشنهاد انگليس به ويلسون نوشتند كه به هيچ وجه اجازه عبور به قواي انگليس را نخواهد داد و براي جنگ با لشكريان ويلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشاير مناطق در اين جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قيري» (مگوار) نيزه و شمشير بوده‌است.

نيروهاي انگليس پس از دريافت پاسخ عشاير از اهواز به طرف تپه‌هاي منيور در غرب اهواز به حركت درآمدند و براي جنگ با عشاير آماده شدند. عشاير با سردادن شعارهاي اسلامي خود را براي شهادت آماده ساخته بودند. با توجه به برتري ارتش انگليس و عدم امكانات جنگي عشاير، به افراد تحت فرماندهي خويش دستور دادند كه با يورش شبانه خود به انگليسي‌ها اجازه استفاده از توپخانه و سلاح سنگين را ندهند. در اين زمان نيروهاي عثماني به كمك نيروهاي خوزستان آمدند. در اين نبرد ياري بين عشاير عرب و ترك مشهود بود. سيد «طاهر هاشمي آل مهدي» بزرگ عشيره سادات آل‌مهدي، آخرين رزمنده دفاع عشاير عرب خوزستان در برابر قواي انگليسي بود كه تيرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگي بر اثر كهولت سن، دارفاني را وداع گفت.[۵۶][۵۷] در اهواز بارها سالگرد اين جنگ مورد تقدير قرار مي‌گيرد و در نود و پنجمين مراسم سالگرد آن با حضور ۴۰ خبرگزاري داخلي و خارجي جهت پوشش خبري اين مراسم و انعكاس آن دعوت به عمل آمده بود. تجمع بزرگ عشاير عرب خوزستان در محل يادمان عشاير عرب خوزستان در ۱۵ كيلومتري غرب اهواز پشت روستاي گمبوعه با حضور علما، مسئولين كشوري و استاني و عشاير خوزستان برگزار شد. در اين مراسم امام جمعه اهواز گفت مردم خوزستان با انگليسي‌ها را در سه محور غرب، شمال اهواز و شهرستان شادگان شركت داشتند و اظهار داشت: درگيري اول در حد فاصل اهواز و حميديه با شركت طوايف بني طرف، سواري، بني سالم، سواعد و... رخ داد كه حماسه المنيور را رقم زد. محور دوم درگيري در شمال اهواز و با حضور طوايف زرگان، باوي، حميدي، نواصر، سلامات و در يك عمليات پارتيزاني به انفجار لوله‌هاي نفت شركت انگليسي منتهي شد و سومين محور عمليات در منطقه شادگان توسط طوايف بني كعب و ديگر عشاير فهيم منطقه به فرماندهي سيدجابر آلبوشوكه و الوان كعبي عليه نيروهاي اشغالگر انجام شد.[۵۸][۵۹]
مردم‌شناسي

بر پايه تازه ترين آمار استانداري خوزستان، ۲۱۶ هزار نفر از شهروندان اهوازي كارگر، ۶۵ هزار نفر دانشجو، و ۲۳۰ هزار نفر دانش آموز هستند. در جريان جنگ ايران و عراق، از ميان ساكنان اهوازي ۴۶۲۸ نفر كشته، بيش از ۱۰ هزار نفر زخمي، و ۹۲۳ نفر اسير شده‌اند.[۵۴]

نظرسنجي سال ۱۳۸۹

طي پژوهشي كه شركت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شوراي فرهنگ عمومي در سال ۸۹ انجام داد و براساس يك بررسي ميداني و يك جامعه آماري از ميان ساكنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستاي سراسر كشور، درصد اقوامي كه در اين نظر سنجي نمونه گيري شد در اهواز به قرار زير بود:[۶۰]
اقوام
اقوام كلانشهر اهواز
قوميت             درصد    
فارس    
  
    ۴۴٫۸٪
ترك    
  
    ۲٫۳٪
كرد    
  
    ۰٫۹٪
بختياري    
  
    ۱۵٫۸٪
عرب    
  
    ۳۵٫۷٪
ساير    
  
    ۰٫۵٪

اهواز سكونتگاه اقوام مختلفي است كه از آن جمله مي‌توان به عرب‌هاي ايران [۶۱] و مردم بختياري اشاره كرد.[۶۲] دانشنامه ايرانيكا و دانشنامه جهان اسلام اين شهر را بخشي از قشلاق و سكونتگاه لرهاي بختياري معرفي مي‌كنند.[۶۲][۶۳]
اقوام ديگري نيز در دوره‌هاي مختلف در اين شهر ساكن بوده‌اند كه از آن جمله مي‌توان به كليميان اشاره كرد. جمعيت كليميان اهواز در قرون وسطي به سرعت رو به رشد بود به طوري كه اين شهر در دوران اشغال جنوب ايران به دست انگلستان يكي از مراكز صهيونيزم به شمار مي‌آمد و از شهرهاي ديگر يهوديان به اين شهر مهاجرت مي‌كردند. پس از ۱۹۴۸ ميلادي بسياري از كليميان مهاجرت كرده به اهواز به اسرائيل و تهران مهاجرت كردند ساير آنان نيز پس از انقلاب ۱۳۵۷ اهواز را ترك كردند به طوري كه در اوايل سده ۲۱ كمتر از ۵ خانواده كليمي در اهواز زندگي مي‌كردند.[۶۴] يهوديان بيشتر در حرفه داروسازي فعاليت داشتند.[۶۵]

اهواز مركز اقليت ديني مندائيان در ايران است.[۶۶] اهواز يكي از اسقف‌نشين مسيحيان كاتوليك كلداني است و شماري از آشوريان را در خود جاي داده است.[۶۷] گروه كوچكي از سبايي‌ها نيز در اهواز زندگي مي‌كنند كه اكثراً در پيشه نقره‌كاري فعاليت دارند.[۶۵]
جغرافيا و آب‌وهوا
[نهفتن]Weather-rain-thunderstorm.svgآب و هواي اهوازNuvola apps kweather.svg
    ژانويه     فوريه     مارس     آوريل     مـــــه     ژوئـن     ژوئيـه     اوت     سپتامبر     اكتبـر     نوامبر     دسامبر     سـال
گرم‌ترين
C°     ۲۲     ۳۱     ۳۲     ۴۱     ۴۶     ۴۸     ۴۸     ۴۸     ۴۶     ۴۲     ۳۵     ۲۸     ۴۸
ميانگين گرم‌ترين‌ها
C°     ۱۳     ۱۷     ۲۲     ۲۹     ۳۶     ۴۰     ۴۲     ۴۲     ۳۸     ۳۱     ۲۳     ۱۷     ۳۰
ميانگين سردترين‌ها
C°     ۸     ۱۱     ۱۶     ۲۳     ۲۷     ۲۸     ۳۱     ۳۰     ۲۷     ۲۳     ۱۶     ۱۲     ۲۱
سردترين
C°     ---     ---     ۵     ۱۱     ۱۷     ۱۷     ۲۰     ۲۲     ۱۸     ۱۲     ۱     ۲     ---
بارش
mm     ۵     ۴     ۳     ۲     ۱     ---     ---     ---     ---     ۱     ۳     ۵     ۲۴


منبع: سايت ودربيس[۶۸] آوريل ۲۰۰۹
نقشهٔ اهواز

بخش بزرگي از استان خوزستان، جلگه‌است و شهر اهواز نيز در بخش جلگه‌اي جاي دارد ولي كمبود شديد پوشش گياهي سبب گرمي و خشكي اهواز شده و آن را در رده گرمترين مناطق ايران جاي داده‌است. در زمستان سرما تا پنج درجه سانتيگراد كاهش و در تابستان تا پنجاه درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد. البته از سال ۱۳۸۱ برنامه‌هاي سودمندي براي افزايش سرانه فضاي سبز شهري در اهواز انجام شده كه از آنها مي‌توان به كاشت گونه كنوكارپوس كه بومي فلوريدا است اشاره كرد.[۵۴]
آلودگي هوا

بر اساس آمار رسمي، اهواز پس از اصفهان و تهران، بيشترين آلودگي هوا را دارد. ميزان آلودگي هوا در اين شهر روزبه‌روز افزايش يافته و شديدتر مي‌شود. مهم‌ترين علت آلودگي هواي اهواز، گردوغبار و حمل‌ونقل درون‌شهري است و ديگر عامل آلودگي‌ها گسترش افسارگسيخته بافت شهري و رسيدن آن به كارخانه‌هايي مانند ايران كربن و فولاد خوزستان است.[۶۹].

بارها از طرف سازمانهاي مختلف همچون سازمان حفاظت محيط زيست استان خوزستان اعلام شده كه اهواز ۸ برابر بيش از حد مجاز آلوده‌است، به همين دليل بيشتر پروازها لغو و مدارس و كودكستانهاي اين شهر تعطيل مي‌شوند، برخي سازمانهاي دولتي دليل اين گرد و غبار را آلودگي ناشي از گرد و غبار صحراي عربستان و جنوب عراق و همچنين نبود بارش باران و نبود پوشش گياهي در برخي مناطق خوزستان دانسته‌اند. دامنهٔ گسترش اين آلودگي به استان‌هاي ايلام، لرستان و برخي از شهرهاي استان فارس و بوشهر نيز بروز كرده[۷۰].

بر اساس برنامه‌هاي سازمان محيط زيست، در صورت افزايش ۵۰۰ هكتاري پوشش گياهي در شهر اهواز، و انجام پروژه كمربند سبز، بين چهار تا شش درجه از گرماي هوا در اهواز كاسته خواهد شد، و آلودگي هوا نيز تا حد چشمگيري پايين خواهد آمد. وانگهي از پاييز ۱۳۸۵ كل استان خوزستان درگير پديده توفان خاك شده‌است كه زيان‌هاي مالي و جاني فراواني به بار آورده‌است و گمان نمي‌رود با اين برنامه‌ها بتوان آن را ناپديد يا كم نمود.[۵۴]

در سال ۲۰۱۱ بر پايه‌گذارش سازمان بهداشت جهاني شهر اهواز آلوده‌ترين شهر جهان شناخته شده‌است.[۷۱][۷۲]
بحران زيست‌محيطيِ ريزگردها
نوشتار اصلي: بحران ريزگردهاي استان خوزستان

اين بحران باعث شده است شهر اهواز -مركز اين استان- از سوي سازمان بهداشت جهاني به عنوان يكي از آلوده‌ترين شهرهاي جهان شناخته شود كه باعث مشكلات تنفسي ساكنان اين شهر شده است.[۷۳] احتمال آلوده بودن اين ريزگرد به مواد راديواكتيو نگراني‌هاي گسترده‌اي در مورد تأثير اين پديده بر سلامت شهروندان بوجود آورده است.[۷۴][۷۵] سالانه حدود ۲۲ هزار نفر در استان خوزستان به دليل مشكلات ناشي از آلودگي هوا و ريزگردها به بيمارستان و مراكز درماني مراجعه مي‌كنند.[۷۶] در آبان ۱۳۹۴ در پي بارش باران اسيدي در اين استان، براي صدها نفر مشكلات تنفسي پيش آمد كه آنان را به بيمارستان كشانده و به بستري‌شدن بيش از يكصد نفر منجر شد

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۸:۵۶ | آژانس هواپيمايي
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

آخرین مطالب ارسالی

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان