اماكن توريستي ايران و شهرهاي توريستي
اماكن توريستي ايران و شهرهاي توريستي

خوزستان

پيشينه تاريخي
مجسمه مرد شمي كه در روستاي شمي ايذه يافت شد.

از آثار به دست آمده ايذه از جمله نگاره‌ها و نقش برجسته‌هاي عيلامي (اولين حجاري‌هاي ايران باستان قبل از هخامنشيان)، مي‌توان نتيجه گرفت كه آنجا مركز مهمي در زمان عيلامي‌ها بوده‌است. اين آثار به دو دسته آثار عيلام قديم و نو تقسيم مي‌شود كه به شرح زير مي‌باشند: دوره عيلام قديم: اين دوره به سلسله سيمشكي متعلق است كه چندين بار توسط حاكم اور نابود گشت.[۵] آثار باقي‌مانده از اين دوره به شرح ذيل است: الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جايگاهي باستاني در حومه ايذه‌است كه در آن آثار باستاني از جمله نقش برجسته‌اي متعلق به دوره عيلام قديم (قرن ۲۰ ق. م) واقع شده‌است. اين نقش برجسته به احتمال زياد نمايانگر صحنه بارعام يك پادشاه يا ابراز بندگي در مقابل يك خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: اين جايگاه به خونگ نوروزي نيز معروف است و در نزديكي درياچه ميانگران (۱۲ كيلومتري شمال ايذه) واقع شده‌است كه نقش برجسته‌هاي آن مانند شاهسوار حجاري شده‌است. دوره عيلام نو: ايذه در دوره عيلام نو «آياپير» ناميده مي‌شده‌است و پادشاهان آن به صورت مستقل زير نظر سوخالماهو وزير اعظم عيلام حكومت مي‌نمودند. حكومت عيلام در اين دوران به صورت اتحاديه‌اي بود و متشكل از تعدادي حكومت‌هاي محلي مستقل اداره مي‌شد.[۶]

آثار اين دوره عبارتند از: كول فره (كول فرح): كول فره برسي دره مانند در كوه‌هاي اطراف دشت، واقع در ۷ كيلومتري شمال شرقي ايذه‌است كه در عصر عيلام نو به عنوان نيايشگاهي باز مورد استفاده قرار مي‌گرفته‌است. در اين شكاف ۶ نقش برجسته به همراه نوشتارهاي عيلامي (ميخي) اطلاعات تاريخي ارزشمندي را در اختيار مي‌گذارند. بيشتر اين نقش برجسته‌ها مراسم مذهبي يا ميهماني‌هاي هاني شاه، پسر تاهي هي (تاخي هي) حاكم دست نشانده آياپير از طرف شوتروك ناهونته را يادآور مي‌نمايند. از نكات جالب توجه اين نقش برجسته‌ها مي‌توان به آداب و رسوم امور مذهبي عيلام اشاره نمود كه در آن كاهنان در حال قرباني كردن حيوانات و نوازندگان در حال نواختن موسيقي و مردم يا بزرگان داراي حالتي خاص (شايد حالت خلسه) در نيايش و حمل خدايان مي‌باشند.[۷]

روستاي كهباد يك (شهيد مرادي‌ها): نقش برجسته شهسوار يكي از سنگ نوشته‌هاي مربوط به دوره عيلامي مي‌باشد كه در انتهاي جاده منتهي به اين روستا در دل كوه نقش بسته است. قبرستان شهسوار، از گورستانهاي باستاني پوشيده از شيرهاي سنگي منطقه بختياري، در اين روستا واقع است.

اشكفت سلمان: تنگه‌اي در كوه الهك واقع در شمال غربي ايذه‌است. در اين تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد كه تمامي آنها به هاني تعلق دارند كه بيشتر به خانواده سلطنتي و خدايان اشاره نموده‌است. در اين جايگاه باستاني روزگاري نيايشگاه «تاريشا» وجود داشته‌است.

براساس برخي روايات تاريخي، اسكندر پس از ورود به ايران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفستيون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد كه يالهاي اسب و قاطرها را بچينند و كنگره‌هاي برج و باروها را برافكنند. سپس غيب وي وي از طرف ژوپي تر، هفستيون را نيم خدايي ناميد و براي آمرزش وي قرباني طلب كرد. بالاخره اسكندر براي اينكه در جنگ تسلي بيابد، به مملكت كوسي‌ها رفته و پس از مطيع كردن آنها شكار انسان ترتيب داد و امر نمود تفاوتي بين مرد و زن، بزرگ و كوچك نگذاشته و همه را بكشند و اين قصابي وحشت‌انگيز را قرباني دفن هفستيون ناميد. اين حادثه در كوه‌هاي بختياري در ايذه اتفاق افتاد.[۸]

از اين دوران و سپس از دوران پارتي چندين مجسمه و چند نقش برجسته و… باقي‌مانده‌است. از اين زمان به بعد، ايذه مستقل اداره و به نام اليمائيد خوانده مي‌شد. آثار اين دوره عبارتند از: خونگ يارعلي وند: در اين جايگاه باستاني كه در ۳ كيلومتري خونگ اژدر واقع شده‌است، نقش برجسته‌اي شامل دو فرد اليمايي در يك مراسم آييني وجود دارد. خونگ كمال وند: اين جايگاه باستاني در ۴ كيلومتري شمال خونگ يار علي وند واقع شده و داراي نقش برجسته‌اي به همراه كتيبه‌اي اليمايي است. خونگ اژدر:[۹] (۱۴۲ ق. م) درست پشت تخته سنگي كه نقش برجسته عيلام قديم قرار داشت، نقش برجسته‌اي متعلق به زمان پارتي‌ها قرار دارد كه مهرداد دوم شاه اشكاني را به همراه افراد بلندپايه اليمايي نشان مي‌دهد. قلعه كژدمك: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه‌اي از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهاي هلالي و سنگي واقع شده كه در اين ناحيه به «قلعه كژدمك» معروف است. اين قلعه احتمالاً در زمان اردشير ساساني متروك شده‌است. ايذه در دوره ساساني نيز از شهرهاي آباد و پرجمعيت به شمار مي‌رفت و آتشكده آن تا زمان هارون الرشيد برقرار بوده‌است.[۱۰] از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ايذه عربي شد و آن را ايذج خواندند. اولين رويارويي اين مردم استقلال طلب تاريخ ايران با مسلمانان در سال ۱۷ هـ. ق (۶۳۸ م) رخ داد. در اين واقعه نعمان بن مقرن مزني، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ايذه رفت و با شيرويه حكمران آنجا صلح نمود و شهر تسليم شد.[۱۱] در سال ۲۲ هـ. ق اولين درآمد حاصل از خراج ايذه و رامهرمز به حكومت بصره تخصيص يافت. در سال ۲۹ هـ. ق مردم ايذه در برابر ابوموسي اشعري حاكم بصره سر به شورش برداشتند، ولي كاري از پيش نبردند.[۱۲] شهر ايذه در زمان خلفاي عباسي، كرسي ولايت بود و «ايذج الاهواز» خوانده مي‌شد، تا با محلي ديگر به همين نام در نزديكي سمرقند اشتباه نشود.[۱۳] اين شهر در سده ۶ هـ. ق، در دوران مغول، مركز حكومت اتابكان لرستان يا امراي فضلويه بود كه از ۵۵۰ هـ. ق توسط ابوطاهر در سرزمين لر بزرگ و بخشي از خوزستان حكومت مي‌كردند[۱۴] و براي نخستين بار آنان بودند كه ايذه را مالمير يا مال امير (ملك امير) ناميدند.[۱۵] نخستين بار ابن بطوطه در نيمه نخست سده ۸ هـ. ق آن را به صورت مال امير در سفرنامه خود آورده‌است:

    «از تستر (شوشتر) حركت كرديم. سه روز از كوه‌هاي بلند راه مي‌رفتيم تا به شهر ايذه رسيديم، ايذه را مال الامير نيز مي‌نامند.[۱۶]»

آثار دوره اتابكان لر بنايي از لاشه سنگ است كه در اشكفت سلمان پس از حفاري نمايان شد. پس از برافتادن حكومت اتابكان در ۸۵۷ هـ. ق ايذه رو به خرابي گذارد و ساكنان آن به كوچروي روي آوردند.[۱۷] همچنين آثار دوره ايلخاني و مغول از جايگاه باستاني به نام تاق طويله به صورت بنايي سنگي - گچي با آثار گچبري و كاشي كاري در شهر كنوني ايذه به دست آمده‌است. از دوره صفويه گورستاني با شيرهاي سنگي در شاهسوار وجود دارد كه البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده مي‌كردند.
آثار باستاني

ياشوسن به گفته بعضي مورخان همان محل قصر شوسن مذكور در تورات است كه در ايذج بوده. لايارد، عالم انگليسي مدتي از عمر خود را در ايذه گذرانيد. ۱۴ مورد آثار باستاني مربوط به سلسله‌هاي ماقبل ميلاد در آن وجود دارد از جمله ايلاميها. از ديگر آثار معروف باستاني اين شهرستان مي‌توان اشكفت سلمان و كول فرح و خنگ اژدر يا روستاي شمي و… نام برد لازم است ذكر شود كه مجسمه اياپير از روستاي شمي كشف شده‌است. پل ايذج يكي ديگر از آثار باستاني ايذه مي‌باشد، اين پل از شگفتي‌هاي قابل توجه تاريخي است، زيراجنس آن ازسنگ و ملات ساروج بوده و بر روي بستر رودخانه‌اي خشك و بسيار عميقي بنا شده‌است. همچنين در ايذج آتشكده‌اي قرار داشته‌است كه تا زمان هارون الرشيد فروزان بوده‌است. بردگوريهاي موجود در كوه‌هاي ايذه و بختياري نيز حكايت از دين اهالي آن پيش از اسلام و در ايران باستان زرتشتي دارد. شيرهاي سنگي بردشير نيز از آثار باستاني ايذه به شمار مي‌روند كه البته نمونه‌هاي بسياري در ديگر نقاط بختياري يافت مي‌شود. اما متأسفانه در اين شهر علي رغم آثار باستاني فراوان موزه‌اي وجود ندارد. موزه‌اي كه مي‌تواند معرف فرهنگ و پيشينه اين سرزمين با تمدن باشد.
اماكن جهانگردي
دشت زيباي سوسن ايذه در بهار
سد كارون ۳ در ايذه از بزرگترين سدهاي خاورميانه.

عليرغم آب وهواي مساعد، وجود پتانسيل‌هاي طبيعي و تاريخي گردشگري نظير:

    دشت سوسن با چشمه‌هاي فراوان
    منطقه تفريحي شيمن
    بردگوري (گوردخمه‌هاي)مربوط به ايران باستان
    منطقه توريستي تفريحي زراس (حاشيه سد كارون ۳)
    پل‌هاي دوقلوي كارون جايگزين پل قديم شالو
    آثار باستاني اشكفت سليمان (اشكفت سلمان)
    آثار باستاني كول فرح
    آثار باستاني خونگ اژدر
    تالاب ميانگران
    منطقه توريستي تفريحي حاشيه درياچه سد و نيروگاه كارون سه
    منطقه توريستي تفريحي گلزار
    منطقه توريستي تفريحي دشت مرغا
    منطقه توريستي تفريحي مال آقا
    منطقه زيارتي امامزاده عبدالله
    منطقهٔ تفريحي كوه سفيد
    سد كارون ۳
    امامزاده چهل تنان درشمال دهدز
    پارك جنگلي بلوط بلند
    كهباد يك

روستاي زيباي شيمن از توابع سوسن
صنايع دستي وقالي بختياري

بافت قالي وقاليچه‌هاي بختياري از ديرباز در ايذه، مانندسايرمناطق بختياري رونق داشته‌است. قالي بختياري نوعي قالي كهن ايراني است كه در آن از نقش‌هاي حيوانات همچون بز كوهي (كل، پازن)و كبك و… در كنار نقش گل و بوته بهره گرفته مي‌شود البته عمده شهرت قاليهاي بختياري به دليل بكارگيري اشكال هندسي و ذهني باف همراه بارنگ و پشم والياف طبيعي در آن است

از ديگر صنايع دستي ايذه مي‌توان گليم بافي، نمد مالي، گيوه دوزي، چوقابافي، شيرسنگي تراشي و… نام برد.
نگارخانه

    شيرهاي سنگي

    دشت زيباي سوسن در فصل بهار

    بردشير

    مجسمه دوران اشكاني موسوم به مرد شمي كه در روستاي شمي ايذه يافت شد

    مراتع و كوه‌هاي برف گير ايذه

    امامزاده سلطان ابراهيم (ع)

    شير سنگي روستاي شيمن

سنگ نگاره خونگ اژدر (خونگ نوروزي)
منابع
    ويكي‌سفر يك راهنماي سفر براي ايذه دارد.
    در ويكي‌انبار پرونده‌هايي دربارهٔ ايذه موجود است.

]

«نتايج سرشماري سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ريزي استانداري خراسان جنوبي (به نقل از مركز آمار ايران)، ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲. بازبيني‌شده در ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲.
«بارش در شهر ايذه». سازمان هواشناسي.
صيفي نژاد، جواد. لرهاي ايران. آتيه، تهران: 1381
تاريخ ايذه و بختياري، دكتر منصور اماني
ژاله آموزگار و تاريخ ايران باستان، سمت، تهران، ۱۳۸۰ ص ۱۵۲.
آميه، همان، ص ۴۵.
رشيدبان، نيره زمان، نگاهي به تاريخ خوزستان، ص ۲۳۵.
ياقت حموي، معجم البلدان، ج، ۱ ص ۴۱۶.
سايكس، پرسي، تاريخ ايران، ج، ۱ ص ۶۶ / و افشار سيستاني، ايرج، عيلام و تمدن ديرينه آن، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۲ چاپ اول، ص ۲۹۷.
ابن اثير، الكامل، اخبار ايران، ص ۲۲۶.
بلاذري، فتوح البلدان، ترجمه آذرنوش، تهران، ۱۳۴۶ ص ۲۵۱.
مصاحب، غلامحسين، دايرة المعارف فارسي، ج، ۳ ص ۲۶۰۷.
افشار سيستاني، ايرج، خوزستان و تمدن ديرينه آن، ج، ۱ ص ۲۳۴.
افشار، همان، ج، ۲ ص ۸۴۷.
ابن بطوطه، سفرنامه، ج، ۱ ص ۲۰۵.
امام شوشتري، تاريخ جغرافيايي خوزستان، تهران، ۱۳۳۱ ج، ۱ ص ۲۱۰.

    مصاحب، همان، ج، ۱ ص ۳۲۵.

    سايت امار ايران
    (۱) فرهنگ جغرافيايي ايران، ج ۶.
    (۳) Diodorus Sisulus, Bibletheque Historique of Didore de Sicile.
    (۴) پيرنيا، حسن، تاريخ ايران باستان، دنياي كتاب، تهران، ۱۳۸۱ ص ۱۶۹۲.
    (۵) اقتداري، خوزستان و كهگيلويه و مسني، تهران، ۱۳۵۹ ص ۸۳۱.
    (۶) آميه، پير، تاريخ عيلام، ترجمه شيرين بياني، دانشگاه تهران، ۱۳۴۹ ص ۵۲.
    (۱۰) پلوتارك، كتاب اسكندر، بند ۹۴ / و پيرنيا، همان.

ادامهـ مطلبـ
| ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ | ۰۷:۱۹:۲۳ | آژانس هواپيمايي
،
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :

آخرین مطالب ارسالی

سرویس وبلاگدهی فارسی یا پارسی رایگان